میان ماندن و رفتن!

خیلی وقت‌ها به این فکر می‌کنم که شاید باید خارج می‌موندم و برنمی‌گشتم. اما با این حال ته دلم هم از برگشتنم ناراضی نیستم. نمی‌دانم! شاید دیگه حوصله و شهامت رفتن رو ندارم و می‌خوام دلم رو خوش کنم که همین جا هم خوبه.

من با تمام شرایط خاص کشور، مانده‌ام و چنین حسی دارم. اما خیلی‌ها هم که به امید رهایی از این مشکلات رفته‌اند باز می‌بینم همین حس رو به صورت متفاوتی دارند. به آن رضایتی که می‌خواستند نرسیده‌اند. باز از خود می‌پرسند آیا مهاجرتشان خوب بوده است؟ آیا الان شرایط بهتری دارند؟ جالب اینه که اونها هم ته دلشون نمی‌توانند با رضایت کامل بگن که الان از زندگی‌یشان راضی‌تر و خوشحالند.

اما واقعا ماندن بهتر است یا رفتن؟

فکر می‌کنم بهترین جواب را باید از زبان کسانی شنید که از تصمیم نهایی‌یشان بیست ـ سی سالی می‌گذرد. من شخصا هیچ کسی را که بیش از بیست سال از مهاجرتش گذشته و در کشور جدید کاملا خو گرفته است ندیده‌ام که وقتی از او می‌پرسم: «اگر زمان برمی‌گشت باز مهاجرت می‌کردی؟ » و او جواب مثبت بدهد!

شاید بد نباشد گاهی که در سر انتخاب وا مانده‌ایم، به تجربه‌ی که دیگران با هزینه‌ی یــک عــمــر بدست آورده‌اند، توجه کنیم.

(این نوشته به بهانه‌ی خواندن مطلب زیر بود:

منحنی سینوسی : یا همه ی آن چیزی که باید در مورد مهاجرت بدانید و هیچ وقت هیچ کس به شما نمی گوید  )Image

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: