پاسخ به «جنایت خمینی شهر»

در وبلاگ وزین «برهان» که به بیان مسائل حقوقی می­پردازد، متاسفانه در پستی با نام «جنایت خمینی شهر» در توجیه علت وقوع این جنایت موضوع پوشش خانمها پیش کشیده شده است. به علت طولانی شدن پاسخم به نویسنده وبلاگ و نیز به علت مطلبی که در همین خصوص پیش از این نوشته بودم، مناسب دیدم که پاسخ به ایشان را از طریق وبلاگ خودم بدهم.  بنابراین پیشنهاد میشود که ابتدا مطلب کوتاه ایشان خوانده شود.

و خدا بر درستی و نا درستی هرچیزی بهتر آگاه است.

—–

اولا جنایت خمینی شهر در یک محفل خانوادگی و در یک باغ خصوصی اتفاق افتاده است. آن میهمانی یک خلوت خانوادگی بوده. هر فردی آزاد است در خلوت  و چهار دیواری خود هر گونه که میخواهد بپوشد و رفتار کند.

اگر مردی از مردان حاضر در میهمانی دچار مشکل اخلاقی ای میشد شاید توجیه پذیر باشد که پوشش زنان او را دچار مشکل کرده است. اما آیا این استدلال برای جانیان (میهمانان) نا خوانده نیز میتواند صادق باشد؟ آیا چنین نیست که زنان مومن و مذهبی در خانه و خلوتشان کشف حجاب میکنند؟ اگر کسی به خانه او وارد شد و تجاوز کرد آیا میگویید چون در هنگام ورود جانی، زن حاضر در منزل بی حجاب بوده، پس این بی حجابی او علت وقوع جرم بوده است؟ آیا این سخیف کردن جرم و علل اصلی وقوع آن نیست؟

خبر حمله عده ایی به استخر زنانه را در هفته پیش با چنین استدلالی چطور می­توان توجیه کرد؟ آیا توصیه آن است که بانوان در استخر هم با حجاب کامل باشند تا کسی تحریک نشود و حمله نکند؟

ثانیا، اتفاقا حادثه خمینی شهر از منظر دیگر نشان میدهد که حجاب به تنهایی کافی نیست! آن هم از نوع اجباری آن!! شما میپندارید این افراد به بهانه ایی وارد باغ شده اند و بعد چون زنهای آنان را دیده اند یکدفعه شهوتشان گل کرده است؟ به قصد دزدی آمدند اما تا دیدن خانمی بی حجاب است و بدنش پوشش کامل ندارند نتوانستند جلوی خود را بگیرند و تجاوز کردند؟ یا اینکه این افراد از پیش از روز حادثه و از لحاظ جنسی سلامت روحی و آرامش کافی نداشتند و وقتی فرصت را مناسب دیدن چنین اقدامی کردند؟ بنابراین با شما موافق هستم که تنها نباید به لحظه وقوع جرم نگریست، بلکه قبل و بعد آن را نیز باید در نظر داشت. اما این قبل کجاست؟ این قبل در استفاده از حق آزادی انسانها در خلوت خود نیست، بلکه در سیاستهای فرهنگی کشور باید آن را جستجو کرد.

اگر یک حجاب اجباری معمولی تا این حد موثر است پس چرا چنین مسائلی با این وقاحت در کشورهای غربی یا روی نمیدهد و یا با واکنشی به مراتب بسیار شدید تر از آنچه در ایران شاهد بودیم مواجه می­شود؟ اساسا اگر داشتن حجاب میتواند به عنوان تنها عامل پیش گیری کننده عمل کند، چرا در جامعه ای که زنان حجاب اجباری دارند چنین جنایتهایی رخ میدهد؟ از این منظر، وقوع چنین جرمی در سایر کشورها باید باشد که همه زنهای آنان بی حجاب اند نه در کشوری مانند ایران.

متاسفانه این قبیل جنایات در کشور ما رو به عادی شدن دارند. حتی در میان مردم نیز، شرم و حیا در حالی رو به کاهش دارد که زندگی در میان مردم کشورهای غربی به مراتب شرم و حیا و بویژه احترام جنسی بیشتری را نشان می­دهد. آنها مسائل جنسی را برای خود حل نموده اند . آن را نیازی عادی می پندارند و برای رفع آن زشتی ایی قایل نیستند. همچنان که ما برای رفع سایر حوائج طبیعی یمان زشتی و خجالتی قائل نیستیم. اما این به هیچ وجه به معنای هرج و مرج و افسار گسیختگی و بی مرز بودن این روابط در سطح جامعه نیست. تجاوز در آنجا به هیچ روی جای ندارد و به شدت واکنش هایی بدتر و سنگین تر از ایران را در پی دارد.

رویکرد غرب در قبال مسائل جنسی به شدت قابل انتقاد است اما در آنجا وقتی کسی خواهان رابطه نباشد، از سوی جامعه راحت گذارده میشود. آیا در ایران اسلامی با حجاب نیز چنین است؟ اینجا، نه زنها مردان را راحت میگذارند و نه مردان زنان را. کدام یک از آرایشها و پیامهای ناهنجاری که زنان در ایران از خود نشان میدهند را در سطح جامعه غرب شاهد هستیم؟ کدامین زن در خیابانهای غرب مورد تعرض قرار میگیرد و این در حالیست که تقریبا هر روز شاهد مزاحمت و دعوت های خیابانی برای زنانی هستیم که خود خواهان برقراری رابطه نیستند. و عجیب آنکه پس از مخالفت زن، دعوت کننده بر دعوت خود بیشتر اصرار می ورزد. اگر چه عریانی ظاهری غرب بیشتر از ایران است، اما عریانی درونی، خواهش ها و کشش های درونی در ایران به مراتب بیشتر است. شرم و حیا اگرچه در ظاهر در ایران بیشتر است اما در واقع یا اساسا چنین نیست و یا حداقل با سرعت خیلی زیادی رو به کاهش دارد.

لذا اگرچه از منظرهایی اوضاع ایران را بدتر می­دانم اما حتی اگر چنین هم نباشد، با تمهیداتی که در سه دهه گذشته اندیشیده شده، و بر اساس استدلالی که آورده اید (که بی حجابی را عامل وقوع جنایت خمینی شهر دانستید)، اکنون اوضاع ایران خیلی بهتر از غرب باید باشد! ایران باید از اخباری از این دست به کلی مبرا باشد. اما در کمال تاسف میبینیم که چنین نیست.

در پایان باید به این مهم اشاره داشته باشم که صحبت من در مخالفت با حجاب نیست. در مخالفت با این است که حجاب این افراد در جمع خصوصی و خانوادگی خودشان را عامل اصلی معرفی کنیم. با چنین رویکردی سوراخ دعا را گم میکنیم و لاجرم نمی توانیم درست را تشخیص دهیم. این جرم، و اینکه کسی حاضر شود در برابر ضجه ها و فریادها و التماسهای جمعی از زنان و مردان و در برابر دیدگان همسران و فرزندان و مادرانشان به آنان تجاوز کند آنچنان دهشتناک است که بی حجابی زنان نمیتواند توجیه گر چرایی وقوع آن باشد.

مطلب مرتبط:

داستان: تجاوز به سبک ایرانی  –  من و تو

جنایت خمینی شهر  –  برهان

برچسب‌ها: , , , , ,

4 پاسخ to “پاسخ به «جنایت خمینی شهر»”

  1. jayho Says:

    به نکات ِ بسیار ظریف و حساس و در عین ِ حال واقعی اشاره فرموده بودید.
    هر عمل ِ زشتی را باید دربطن ِ شخص یا جامعه جستجو کرد
    ما تابع ِ قوانینی هستیم که آنچه را بر خود نمیپسندیم بر دیگران نپسندیم روزگاری ست که دل آزردگی ِ ما بیش از قبل میشود و حرمت ِ هر چه نامش انسانیت است از بین برده شده.

    زمان های گذشته کسانی بنام ِپهلوانان یا مرام داران شهر یا کوی و برزن میبودند
    مردم اگر غیبتی داشتند, ناموس خود را به او میسپردند . و عزت و حرمت از سر و روی مردم به وفور دیده میشد .. اما حالا نیروی انتظامی هم هیچ اقدامی نمیکند

    از دیدگاه باستان‌شناسی پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب باز می‌گردد، بنابراین مذهب را نمی‌توان عامل پیدایش حجاب دانست.
    در دوران رضا شاه پهلوی به رغم تقلید از آتاترک کشف ِ حجاب کرد که برخی مخالف ِ این عمل ِ اجباری شدند وبعد از انقلاب سال 1357 حجاب یا همان روسری گذاشتن برای خانمها اجباری شد.

    نمیدانم که چگونه است اینجا زنان با لباسی راحت و نه آن حجابی که در ایران نام میبرند زندگی میکنند و مردان ا را مانند یک حیوان نمیبیند که مرتب بدن ِ خودشان را از آنها بپوشانند.

    همانطور مردن احترام خاصی به زن ها دارند و بخاطر ِ بیماری ِ یک سری افراد که فقط به مناطقی از بدن ِ زن , حیوان , بچه , مرد توجه میکنند, اجبار نمیکنند قربانیان ِاین نوع نگاه را به ایزوله شدن یا پوشاندن بیشتر ِبدن ِخودشان ..زیرا بدن ِ هر انسان متعلق به خود ِ اوست و اگر کسی یا کسانی به علت ضعف به کسانی که آسیب پذیر تر هستند در آن جامعه که نام بردم قبلا ؛ پیدا شوند ,بایستی که ریشه یابی شود و این نوع بیماری درمان شود .

    چارۀ کسی که ولع ِ خوردن دارد و از فرط ِ چاقی نفس نمیتواند بکشد , برداشتن غذا از جلوی او نیست که نخورد ,چون آن حتما به دنبال ِ غذا میگردد یا چیزی که جایگزین کند و تا نخورد آرام نمیگیرد, بنابراین درد باید درمان شود نه آنکه سنگی که سر ِما را خواهد شکاند , شکســــت..

    سپاس بابت پست ِ هوشیارانه تون
    با احترام

    • ZIG Says:

      ممنون از توجه شما
      شما به افراد بیماری اشاره کردید که مانند کسانی که ولع خوردن دارند نمیتوانند جلوی خود را بگیرین هستند. به زبان این مثال شما، اگرچه در کشور ما متاسفانه ولع عمومی افراد بالا رفته است و همه گیر شده است اما نمیتوان پذیرفت که همه افراد جامعه بیمار شده اند.
      اولا متوجه جنس مخالف بودن و شدن به خودی خود بیماری نیست و بلکه شاید نشانه ی سلامت باشد. ثانیا آنچه در غرب اتفاق می افتد معلوم نیست تا چه اندازه نشانه احترام آنان به زنها باشد؟! در غرب با رواج مسائل جنسی و عادی سازی بی قید و شرط چنین روابطی در واقع صورت مسئله را پاک کرده اند نه آنکه آن را حل نموده باشند.
      در ایران سرکوب شدید نیاز ارتباط با جنس مخالف پیش گرفته شده است و در غرب افسارگسیختگی و بی مرزی آن. در ایران رهبانیت اجباری رخ داده است که نتیجه ایی جز افزایش عقده های روانی ندارد و در غرب زندگی ایی حیوانی دامن زده میشود. به نظر میرسد هر دو دچار افراط و تفریط شده اند.
      باید در جستجوی راه میانه ایی بود که ضمن حفظ حرمتهای انسانی و شرم و حیا و عفت، دچار عقده های روانی و سرکوب خواهشهای طبیعی نشویم. به نظر میرسد آنچه که اسلام نیز پیشنهاد میکنم همین باشد.

  2. هادی ذاکرحسین Says:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام

    ۱- سپاس گزار اعلان نظرتان هستم. قلمی کردن اندیشه ها جامه رزم بر قامت ان ها پوشاندن است تا در زمین نقد و نقادی نسبت به اندیشه های رقیب هماوردی کند. تضارب اندیشه ها و ارا یگانه راه بالندگی اندیشه گی و اندیشه ورزی است. باشد که ازادی بیان حداکثری معین و یاور تحقق این فضای معرفت زا باشد.

    ۲- انچه در باب جنایت خمینی شهر ایراد شده است از نظرگاه علت شناختی و جرم شناختی به رشته تحریر درامده است.
    نظام فکری حقوق کیفری در تاریخ اندیشه خویش دچار تطورات و تحولات پرشماری بوده است.
    بزه دیده مداری علت شناختی یکی از مکاتب جرم شناسی است که معتقد است در تبیین چرایی وقوع یک جنایت می بایست به نقش بزه دیده در تکوین جرم نیز بذل توجه نمود.
    جرم یک ماهیت انی و لحظه ای ندارد که تنها به مانند دوربین عکاسی همان لحظه و ان وقوع جنایت و جرم را ثبت و ضبط نمود و از پیشینه و اتیه ان غافل شد.
    جرم یک ماهیت فرایندی دارد که دارای اغاز و انجامی است. در این فرایند عوامل و علل متعدد و متنوعی ایفای نقش می کند و نمی بایست با تحویلی نگری وقوع یک جرم را تنها مستند به یک علت نمود.
    بزهکار تنها یک علت در میان علل موجده جرم است که البته بدیهی است نقش افرین ترین علت هم خواهد بود چرا که به مثابه یک علت انسانی توانایی هدایت کردن سایر علت ها را نیز در اختیار دارد.
    اما در کنار بزهکار یک علت انسانی دیگر هم وجود دارد و ان بزه دیده است. در مواقعی خود بزه دیده در فرایند تکوین جرم دچار تقصیر می شود. چنین بزه دیده ای را بزه دیده مقصر می نامند. فردی که ماشین خود را بدون قفل کردن درب و بدون استفاده از وسایل ضد سرقت در کنج کوچه خلوتی رها می کند البته با تحقق بزه سرقت بزه دیده مقصر است. وجود همین تقصیر از مسوولیت کیفری بزه کار می کاهد. سارقی که از اندرون حرز سرقت می کند محکوم به قطع ید می شود اما انکه از غیر حرز سرقت می کند تنها به تعزیر و حبس محکوم خواهد شد.
    از این منظر است که در حقوق کیفری این یک اصل پذیرفته شده است که تحریک مجنی علیه از موجبات تخفیف مجازات بزهکار است.

    کوتاه سخن انکه سخن بر سر مجرمانه بودن یا نبودن جنایت واقع شده نیست بلکه سخن بر سر عبرت اموزی از این جنایت و انجام پیشگیری های اینده است. برای اجتناب و پیشگیری از وقوع چنین جنایاتی افزایش کمی و کیفی توان پلیس کارامد نخواهد بود بلکه تقویت و توسعه فرهنگ عفاف و حجاب موثر در مقام است.

    • ZIG Says:

      با سلام و تشکر
      متاسفانه ظاهرا نتوانستم در بیان منظورم چندان موفق باشم. مسائلی که در پاسخ به این پست بیان داشته اید را قبول دارم و مورد مناقشه با شما نیست. همین مطالب را در پست وبلاگ خود بیان داشته بودید و من در پستم نیز به آن اشاره کرده بودم و گفته بودم که این مسائل مورد قبول است که در وقوع جرم تنها نباید بیاییم دوربین را در لحظه وقوع جرم قرار دهیم و فقط از آن عکس بگیریم بلکه باید قبل و حتی بعد از جرم نیز بررسی شود.
      منتها بحث آن است که این دوربین را کجا باید قرار داد؟ سخن شما آن است که دوربین را 10 دقیقه قبل از وقوع جرم قرار دهیم و آن زمان که زنان و مردانی دور هم بودند را فیلم بگیریم و ببینیم چطور سر و وضع این زنان باعث شده است که جرم تحقق پیدا کند.
      من فکر میکنم این پیشنهاد نهایت ساده انگاری است! اولا حتی اگر 10 دقیقه قبل ببریم، آن زنها در باغ شخصی خود ، در حریم خصوصی خود و با اقوام خود بوده اند. حتی اگر برهنه ی مادر زاد هم باشند کسی حق اعتراض ندارد. آنها در اندرونی خود بوده اند و حکومت وظیفه تامین امنیت آنها را داشته . مثلش مانند همان دزدی است که به «از اندرون حرز» دزدی کرده است.

      ثانیا اساسا از دید جامعه شناسی و روان شناسی باید بسیار عقب تر از این 10 دقیقه دوربین را قرار دهیم. که در این صورت به همان مسائل فرهنگی ایی می رسیم که شما به درستی اشاره کرده اید. اما در این حالت هم نباید ساده انگاری داشت. بحث کاهش فرهنگ عفاف را اگر بخواهیم معلول این بدانیم که زنها در کشور ما حال و حوصله حجاب سفت و محکمی ندارند بسیار نگاه ساده و غیر واقعی است. و در جستجوی علت راه بیراهه رفته ایم. که بحث در این خصوص زیاد است و نیاز به مجال دیگری دارد اگرچه اختصار آن در متن پست گذشت.

      ثالثا این یک اشتباه محرض و بزرگ است که مسائل بعد از وقوع جرم را فراموش کنیم. بزه دیدگان چنین حوادثی دچار آسیب روحی شدید هستند که باید به خوبی مدیریت شوند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: