اثرات انتخاب موسوی بر جنبش اصلاحات

mirhossein-fars

1. تقویت گفتمان اصلاح طلبی با پررنگ شدن گفتمان خط امامی: جامعه ایران، جامعه ایست که دین در عمق وجود و هویت آن نفوذ دارد. حتی در دل آنانکه به ظواهر دینی و اسلامی آراسته نیستند نفوذ دین و اعتقاد به خدا و احترام به دینداران واقعی به راحتی قابل رصد است. یکی از انتقادات وارد  به جریان اصلاح طلب کم و گم بودن ادبیات دینی در میان سایر ادبیاتها (مانند دموکراسی خواهی، روشنفکری و …) بوده است. تا حدودی میتوان گفت ادبیات و رویکرد اصلاح طلبان در مقولات انقلابی و اسلامی چندان برای توده مردم قابل قبول نبوده و شاید از همین روست که اصلاح طلبی به جای آنکه در توده مردم نفوذ بیشتری داشته باشد در محدوده روشنفکران و دگر اندیشان عمق بیشتری یافته است.

حضور میرحسین موسوی را میتوان ورود گفتمان اسلامی- انقلابی و یا به عبارت دیگر، گفتمان خط امامی در عرصه حیات اصلاح طلبی در تاریخ ایران برشمرد که بی شک باعث تقویت کلیت گفتمان اصلاح طلبی در عرصه عمومی خواهد شد. این موضوع جوانب مختلفی در بردارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

 

2- تقویت ارتباط اصلاح طلبان با توده مردم: یکی از مهم ترین آثار ورود ادبیات خط امامی و شخص مهندس موسوی به عنوان چهره ای مردمی در جریان اصلاح طلب، برقراری ارتباط بیشتر با عامه مردم است. اساسا مردم ایران با چهره های دینی، کاریزماتیک، ساده زیست و صادق نزدیکی بیشتری را احساس میکنند تا سایرین. به هر میزان که اصلاح طلبان چهره  متعهدتری نسبت به آرمانها و ارزشهای اولیه انقلاب از جمله عدالت، آزادی، استقلال، محرومیت ستیزی،مردم مداری، خدمت گزاری، دین باوری از خود نشان دهند، مردم احساس یگانگی بیشتری با آنان خواهند داشت و این حتی در پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه در جامعه، اهرمی اساسی محسوب میشود. ورود موسوی به عرصه انتخابات که علاوه بر روشنفکران و نخبگان در قشرهای دیگر جامعه نیز نفوذ دارد به اصلاح طلبان این امتیاز را می دهد که با اتکا به این ویژگی ها گامهای بلندی را در ارتباط با مردم در زمان کوتاه تری بپیمایند.

 

3- جایگاه والای خاتمی پس از آمدن موسوی: یکی از دغدغه های خاتمی در ایام اخیر فقدان مرجعیت اجتماعی در جامعه ایرانی است. روی کار آمدن موسوی و بر عهده گرفتن مسوولیتهای اجرایی کشور این فرصت را برای خاتمی به ارمغان می آورد تا در سایه دولت برادر و اصلاح طلبی چون دولت موسوی، و بواسطه محبوبیت و مقبولیتی که در نزد ایرانیان دارد، خود او این خلا را در جامعه پر کند. هر چند شاید باشند در جامعه گروه هایی که مرجعیت او را نپذیرند و نپسندند اما برای طیف گسترده ایی از مردم شخصیت و کاریزمای خاتمی چنین پتانسیلی را دارد.

یک مرجع باید حرفش شنیده شود و اثر بخش باشد، محبوب مردمش باشد، نقاد و منصف باشد، صلاح مردم را بخواهد و دلسوز آنان باشد، شخصیت کاریزماتیک داشته باشد و … خاتمی اکنون بسیاری از جنبه های فردی یک مرجع اجتماعی را داراست. با روی کار آمدن موسوی جنبه های اجتماعی چنین مرجعیتی را نیز بیشتر خواهد یافت. حرفش بیشتر شنیده میشود، اثر گذاری سخنانش بیشتر میشود و او میتواند دلسوزی خود را در عمل نیز بیشتر نشان دهد. فراغت خاتمی از امور اجرایی فرصت بیشتری به او میدهد تا نقش رهبری و مرجعیت یک جریان اجتماعی را  بر عهده بگیرد. نقشی که جز او از کس دیگری بر نمیآید.

 

4- همراه‌تر‌ كردن ايرانيان مذهبي و سنتي با اصلاح طلبی: متاسفانه بواسطه نگاههای احساسی و ظاهربین، تبلیغات سو و بزرگ نماییهای غیر واقع و نیز برخی رفتارهای نامناسب تندروهای اصلاح طلب برای قشر وسیعی از مردم خصوصا آنانکه دغدغه مذهب و سنت دارند، نام اصلاحات به نامی دلهره آور و ترسناک تبدیل شده است گویی که اصلاحات آمده است تا ارکان دین و سنت را از جا در آورد و جز غرب گرایی چیزی برای ایران و ایرانی باقی نگذارد. حضور موسوی در عرصه رقابتهای انتخاباتی و نوع ادبیاتی که او دارد در شکستن این ذهنیت تند علیه اصلاح طلبان نقش به سزایی دارد. این نقش با تشکیل دولت موسی به اوج خود میرسد و دولت او در گفتار و عمل خود نشان خواهد داد که تصویر ایجاد شده از اصلاح طلبان تنها تصویری نیست که در این جریان وجود دارد. مطرح کردن خواستههای اصلاحطلبانه، اصلاح طلبان را جذب مینماید و ادبیات اسلامی، انقلابی موسوی و توجه او به محرومین و مستضعفین قشر دیگری از جامعه را جذب میکند. قشری که اصلاح طلبان در عمل آنان را رها ساخته-اند. جذب این قشر به موسوی در واقع آنان را با اهداف اصلاح طلبانه و پیشبرد آن در کل جامعه همراهتر میسازد. همراهی كسر بزرگتري از قشر سنتي و مذهبي‌تر ايران با توسعة سياسي، اقتصادي و فرهنگي كه از موسوی بر مي‌آيد مسير گذار ايران به جامعه‌اي توسعه‌يافته و دموكراتيك را هموارتر مي‌كند.

 

5- افزوده شدن پتانسیل های موسوی به عرصه اجرایی کشور و جریان اصلاح طلب: موسوی، بیش از هر چیز یک مدیر قوی و مدبر عالی در شرایط بحرانی است و امتحان خود را در این خصوص به خوبی پس داده است، او با ورود خود به عرصه نشان داده است که اگر احساس تکلیف کند بی هیچ اغماضی به ادای تکلیف خواهد پرداخت. و اکنون که او با شرایط بحرانی امروز ایران، این تکلیف را برای خود حس نموده و به عرصه سیاست بازگشته است باید آن را غنیمت شمرد و از پتانسیلهای منحصر به فرد این سیاستمدار برای کشور و اصلاح آن به خوبی استفاده نمود. تنها جایگاهی که میتوان از این پتانسیلهای موسوی استفاده نمود جایگاه ریاست جمهوری و مدیریت قوه مجریه کشور است. واضح است موسوی برای رهبری اصلاحات ساخته نشده است و هیچگاه قصد ایفای چنین نقشی را نداشته است. اما ریاست جمهوری بهترین جایگاهی است که میتوان از حضور موسوی در آن بهره برد.

برچسب‌ها: , , ,

یک پاسخ to “اثرات انتخاب موسوی بر جنبش اصلاحات”

  1. رامیم Says:

    لطفا پیوند این سوال رو در تارنوشت خودت قرار بده تا خواننده هات هم بیان نظرشون رو بدن:
    عنوان: به خاطر کدام خدمت دولت نهم دوباره به دکتر محمود احمدی نژاد رای بدیم؟
    پیوند: http://blog.ramim.ir/?page_id=236

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: