دغدغه های اخلاقی مصطفی ملکیان و دفاع او از حضور خاتمی در عرصه انتخابات

صبح جمعه در یکی از محلات خلوت و آرام تهران، که گویی در میان این همه هیاهو و ازدیام جمعیت ابرشهری چون تهران تافته­ی جدا بافته ایست، با بچه­های پویش خاتمی بیا میهمان دکتر مصطفی ملکیان بودم. شاید کمتر کسی چون ملکیان به امر انتخابات از منظر اخلاق بنگرد و ارزیابی کند که نتیجه انتخابات چه تاثیری در سرنوشت اخلاقی جامعه خواهد داشت. متن کامل گفته های ایشان در سایت موج سوم خواهد آمد، اما بهتر دیدم تا آن زمان خلاصه گفته­هایشان را اینجا بیاورم که علاقه­مندان هم زودتر به گفته­های ایشان دست یابند و هم به خلاصه مطالب دست یابند.

در این خصوص ذکر چند نکته زیر بسیار مهم است:

1.       آنچه در زیر می­آید متن پیاده شده سخنان ایشان نیست، بلکه برداشتی است که نگارنده از بیانات استاد داشته.

2.       توجه داشته باشید که ساعاتی پس از پایان دیدار آنچه که از گفته های ایشان به یاد داشتم را به طور خلاصه ­آورده ام و در طول جلسه یادداشتی برداشت نشده بود.

3.       اگر آنچه در پی می­آید انتقاد خواننده را در پی دارد، به جد تقاضا دارم تا انتشار متن کامل بیانات آقای ملکیان منتظر بمانید.

4.       اگر چه تلاش بسیار شده که عین بیانات آقای ملکیان آورده شود، اما نوشته زیر را به عنوان نقل به مضمون در نظر داشته باشید.

 

به انتخابات می­توان از منظرهای مختلف مانند سیاست، اقتصاد و … نگریست و در مورد آن تصمیم گرفت، استاد ملکیان با اشاره به اینکه او از منظر روان­شناختی – اخلاقی به این موضوع می­نگرد گفت از این حیث در چهار بعد می­توان نتیجه انتخاب آقای خاتمی را با سایر نامزدهای احتمالی مقایسه کرد و بررسی نمود که این انتخاب چه اثری در این چهار بعد اخلاقی دارد. این چهار بعد عبارتند از:

1-      آزادی و فضای اخلاقی جامعه.

2-      اخلاق جهانشمول و اخلاق محلی؛

3-      دولت خادم المله و دولت وجیه المله؛

4-      رفتار چاپلوسانه و فرعونی در نتیجه­ی جانشینی تصمیمات فردی به جای حاکمیت قانون در مدیریت جامعه؛

 

  آزادی و فضای اخلاقی جامعه:

آزادی شرط اساسی و لازم جامعه­ی اخلاقی است چراکه در جبر اگر انسان به بهترین رفتارها اقدام کند برای او هیچ امتیاز اخلاقی محسوب نمی­شود کمااینکه اگر در جبر به بدترین اعمال نیز دست زد، برای او سیئه اخلاقی محسوب نمی­شود. بنابراین آزادی اصلی­ترین عنصر حیات اخلاقی بشر محسوب می­شود و در سالهای گذشته شاهد آن بوده­ایم که به کمترین سطح خود رسیده است و این در حالیست که در دولت آقای خاتمی می­توان انتظار داشت که این شرط اساسی داشتن یک جامعه اخلاقی، محقق است.

  اخلاق جهانشمول و اخلاق محلی:

دو دسته تعاریف اخلاقی داریم. یک تعاریفی که مورد قبول همه انسانها و در همه مکانها و زمانها است، مثل خوب بودن صداقت و بد بودن دروغ. دوم تعاریف محلی و مقطعی که مختص یک فرهنگ، زمان و مکان خاص است مانند برخی از تعاریف که در ادیان است، مثلا در فرهنگ و اخلاق اسلامی ربا امری قبیح است در حالی که در فرهنگها و ادیان دیگر پذیرفته شده است. کسانی چون کانت، اخلاقیات را تنها مختص به آن اموری می­دانند که جهانشمول بوده و مورد قبول تمام انسان­هاست و دسته دوم را اصلا جز اخلاقیات نمی­دانند، اما اگر نخواهیم چنین قضاوتی داشته باشیم قائلیم که اخلاقیات جهانشمول اساسی­تر بوده و از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این خصوص می­توان افراد را از این حیث مورد ارزیابی و مقایسه قرار داد که تا چه اندازه توانسته­اند و یا می­توانند به هر یک از این دو دسته اخلاقیات عمل کرده و آن را در جامعه نیز گسترش دهند.

در آن دسته از تعاریف و افعال اخلاقی که مورد قبول همگان است سه تعریف، تعاریف اصلی و پایه ایی محسوب میشوند که عبارتند از: صداقت، تواضع و احسان.  صداقت بر پنج رکن استوار است: اعتقادات، هیجانات، کردار، گفتار و افکار، مثلا تطابق گفتار و اعتقادات را صدق مینامند. این اصل در حالی از مهمترین و بدیهی­ترین ارکان اخلاقی است که ما شاهدیم در دوره اخیر ریاست جمهوری به راحتی و بدون هیچ دغدغه و ناراحتی آمار دروغ می­دهند و یا از زبان مردم حرفی را می­زنند که در واقع کلام و خواسته مردم نیست. حتی اگر بخواهیم نگاهی اسلامی به این موضوع کنیم می­بینیم در اسلام احکام خمسه را داریم که عبارتند از واجب، حرام، مکروه و مستحب و مباح. در حالی که گفتار صادق و درست از بزرگترین واجبات و دروغ از گناهان کبیره محسوب می­شوند و اعمالی مانند نماز اول وقت، نماز شب، زنده داری شب قدر مستحب هستند، می­بینیم که همان کسانی که بیشترین اهمیت را به نماز اول وقت می­دهند به راحتی میتوانند دروغ گویند، آنهم دروغ­هایی که بر سرنوشت ما اثر گذار است.

تواضع یعنی آن چه که خوب و حسن است و در ما است چنان بنگریم که آن حسن در دیگری است. مثلا اگر کسی جایزه نوبل برده باشد آیا ما به خود می­بالیم از دریافت آن جایزه؟ خیر، چون فرد دیگری آن را برده است و ربطی به ما پیدا نمی­کند. اما اگر خود ما جایزه نوبل را بردیم و بتوانیم آنگونه رفتار کنیم که گویی این جایزه را دیگری برده است، این حالت را تواضع می­نامیم.

احسان یعنی آنکه درد و رنج و مشقتی که بر دیگری است آنچنان بدانیم و رفتار کنیم که گویی آن درد و رنج بر ماست. مثلا اگر صدمه­ایی به فرزند ما وارد آمد چه می­کنیم؟ چه حالت پریشان و مضطربی میگیریم!و در رساندن او به بیمارستان عجله میکنیم! همین حالت اضطراب و پریشانی و عجله را اگر در زمانی که کودک همسایه دچار صدمه شد به خود گرفتیم آن وقت است که دارای احسان به همسایه بوده­ایم.

پس در این حالت تواضع یعنی آنکه خوبیهایی را که داریم آنگونه ببینیم که گویی متعلق به دیگران است نه خود. و در مقابل احسان یعنی آنکه بدیها و اذیت­های دیگران را آنگونه ببینیم که گویی متعلق به ماست نه دیگران. حال به راستی در حالی که این مبانی از اصول اولیه اخلاق است (و در اسلام نیز شاهد تاکید دین بر این موازین اخلاقی هستیم.) تا چه اندازه دول قبلی و دولت حاضر به آنان عمل میکند؟

دولت حاضر همه چیز را متعلق به خود می­داند و دائما اصرار بر آن دارد که در دول قبلی کاری صورت نگرفته و دولت فعلی چنین کرده است و چنان. یعنی نه تنها از خود هیچ گونه تواضعی نشان نمی­دهند، بلکه برعکس تمام کارهای دیگران و حتی عملکردهای مثبت آنان را نیز نادیده گرفته و اصرار بر آن می­ورزد که خود چنین و چنان کرده است. پس نه عملکرد خوب خود را رها می­کند (تواضع نمی ورزد) و نه عملکرد بد دیگران را مشکل خود می­داند (احسان نمی­ورزد) بلکه بر عکس حتی عملکرد خوب دیگران را نادیده می­گیرند. دولتی که این چنین رفتارهای غیر اخلاقی از خود نشان می­دهد آن را در سطح جامعه نیز نشر می­دهد. اما برخوردهایی اینچنین از آقای خاتمی سراغ نداریم.

 

 دولت خادم المله و دولت وجیه المله

در مقابل افرادی که تحت مدیریت ما قرار دارند میتوانیم به دوگونه برخورد کنیم، یا به فکر مصالح آنان باشیم و یا به فکر خوشایندهای آنان. اگر جانب خوشایندها را گرفتیم برای آنان محبوب میشویم حتی اگر این محبوبیت ما به قیمت ضرر آنان تمام شود. و اگر خیرخواه و مصلحت اندیش آنان بودیم شاید به قیمت حس بد آنان نسبت به ما تمام شود. مثلا پدری که خیرخواه فرزند دبستانی خود است شب امتحانش او را وادار به مطالعه می­کند و از تماشای تلویزیون باز می­دارد. اگر چه این کار به صلاح فرزند است اما شاید او فکر کند که پدر در حق او ظلم کرده است.

حال در دولت آیا خیر و صلاح مردم برای ما اهمیت دارد یا آنکه خوشایند­های آنان مهم است؟ دولتی که خادم حقیقی ملت است را تشکیل دادهایم (دولت خادم المله)؟ و یا نه دولتی تشکیل داده­ایم که نزد ملت وجاهت دارد (دولت وجیه المله)؟ به هر حال عمل به آنچه خوشایند ملت است برای ما وجاهت می­آورد هر چند این خوشایندها بر خلاف مصالح آنان باشد.

دولت حاضر به مراتب به دنبال وجاهتش بوده است حتی اگر کسب آن وجاهت در کاری باشد که به زیان ملت باشد. دادن پول به روستاییان که مشکلات مقطعی آنان را حل کرده و برای دولت وجاهت به ارمغان می­آورد، به چه قیمتی است؟ آیا اقتصاد کشور را آباد می­کند؟ بالا رفتن عکس رئیس جمهور در تظاهرات پاکستان و یا چاپ عکس او بر پیراهن جوانان عرب با چه قیمتی به دست آمده است؟ سخنانی که نتیجه آن فشارهایی است که تا سالها مردم ایران باید آن را تحمل کنند حتی اگر منجر به چنین محبوبیتی در سطح منطقه باشد، چه سود دارد؟

البته در این خصوص باید توجه داشت که وظیفه یک دولت آنست که با آموزش و دادن آگاهی به مردم، مصالح آنان را خوشایندشان نیز قرار دهد که این مهم با استدلال و عقل گرایی حاصل می­شود. مثل پدری که با استدلال خود فرزند خویش را قانع می­کند که بهتر است به مطالعه پرداخته و تفریح خود را به بعد واگذارد. در دولت آقای خاتمی آنچه که شاهد بودیم آن بود که مصالح مردم برای دولت اهمیت داشت اگرچه او و دولتش در تبدیل این مصالح به خوشایند مردم چندان موفق نبودند.

رفتار چاپلوسانه و فرعونی در نتیجه­ی جانشینی تصمیمات فردی به جای حاکمیت قانون در مدیریت جامعه!

آنچه که از همه این موارد خطرناک­تر است و دیگر چیزی از اخلاق برای کسی باقی نمی­گذارد آنست که در یک فضای مدیریتی به گونه­ایی عمل شود که در مقابل مقام بالایی نیاز به کرنش و چاپلوسی باشد و در مقابل مقام پایین دستی فرعونیت شکل گیرد. این حالت در چه فضایی شکل می­گیرد؟ در فضایی که در آن قانون حاکم نباشد. اگر قانون حاکم بود، همه چیز مطابق آن پیش می­رود، اما اگر قانونی در کار نبود یک اخم یا لبخند مقام بالادستی می­تواند فرد را به عرش برد و یا تمام آنچه را که دارد از دست دهد.

اگر قانون نباشد این فرد است که جایگزین می­شود و همه چیز به خواسته او برمی­گردد. بنابراین در برابر مقام بالایی که بود و نبود فرد ظاهرا به دست اوست به چاپلوسی خواهد پرداخت، در این حالت فرد به واسطه خفتی که پذیرفته است از بین میرود و مقام بالایی به واسطه غروری که او را فرا می­گیرد. از طرف دیگر فرد در برابر مقام پایینی خود به فرعونیت خواهد پرداخت چراکه تمام بود و نبود او در اختیار آن فرد است. در این حالت فرد به واسطه غروری که میگیرد از بین میرود و مقام پایینی به واسطه خفتی که پذیرفته، بنابراین چیزی از کسی باقی نمیماند.

دولت حاضر بارها نشان داده است که دارای چنین مدیریتی است. وقتی که احمدی­نژاد بیان می­کند که من گوش فلان وزیر یا مدیری را که عملکرد خوبی ندارد می­گیرم خوشحال می­شویم که کسی آمده تا همه مشکلات را حل کند، اما این نشان می­دهد تا چه اندازه مدیریت ما قائم به فرد است. رفتار چاپلوسانه زیر دستان و فرعونیت بالا دستان در این دولت به یک رفتار نهادینه شده درآمده است. رفتاری که با شناختی که از آقای خاتمی داریم در ایشان اصلا دیده نمی­شود.

 

با توجه به موارد فوق به نظر می­رسد که آمدن آقای خاتمی اهمیت بسیاری برای اخلاق جامعه دارد. استاد ملکیان در آغاز گفتار خویش بیان داشتند که از این جهت تلاش برای آمدن خاتمی را مفید و لازم میدانند که آقای خاتمی را فردی می­بینند که وجدان در وجود ایشان زنده است و اگر در عرصه انتخابات شرکت نکند و بعد مسائلی را که بر سر جامعه پیش می­آید نظاره گر باشد، نمیتواند از خود بگذرد و عذاب وجدان تا آخر گریبان او را خواهد گرفت. فلذا بر او بایسته است که در انتخابات شرکت کند حتی اگر به هر دلیل رای نیاورد، که در این حالت وجدان راحتی خواهد داشت. و از همین روی تلاش برای آمدن او امری پسندیده است.

برچسب‌ها: , , , ,

2 پاسخ to “دغدغه های اخلاقی مصطفی ملکیان و دفاع او از حضور خاتمی در عرصه انتخابات”

  1. گله خاتمی « من تو Says:

    […] دغدغه های اخلاقی مصطفی ملکیان و دفاع او از حضور خاتمی د… […]

  2. خاتمی در چه شرایطی نیاید؟ « من تو Says:

    […] دغدغه های اخلاقی مصطفی ملکیان و دفاع او از حضور خاتمی د… […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: