شرکت در انتخابات: آری، نه؟!!

با نزدیکتر شدن به انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران در محافل خصوصی و جراید بحثهای انتخاباتی رو به افزایش است. در این میان برای اولین بار از زمانی که می­توانستم رای دهم نفس شرکت در انتخابات برایم مسئله شده است. تا کنون جای سووالی برایم نبود که باید در انتخابات مختلف شرکت کنم اما با تجربه ایی که از انتخابات مجلس هشتم داشتم و چیزهایی که در این یک سال گذشته دیده ام در اصل شرکت شک دارم. یعنی در مفید بودن شرکت تردید دارم اگر چه دلم به عدم شرکت نمیرود. به هر حال به دلایل زیر به تردید رسیده ام که آیا شرکت کنم یا نه؟

 

1-    جناح اصول گرا! عزم جزمی برای پیروزی در انتخابات دارد و برای آن از هیچ امری دریغ نمی کنند:
انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی تجربه ایی نو برای من بود چراکه اول اولین انتخاباتی بود که من در زمان برگزاری آن در ایران بوده و زمان و فرصت کافی برای بحثهای انتخاباتی را داشتم. دوم آنکه به عنوان بازرس ویژه وزارت کشور تا نیمه های شب و تا پایان شمارش آرا به صندوق ها سر میزدم و از نزدیک شاهد بودم که چگونه به راحتی نتایج رای گیریها تغییر میبایند.
لابد جناحی که داعیه دین داریش می شود و همواره به اسم دفاع از دین و اسلام به جنگ رقیب میرود برای خود توجیهات شرعی بسیاری دارد که چنین خیانت بزرگی در حق مردم میکند!!! با پایان انتخابات گذشته به کسانی که شرکت در انتخابات را بیهوده میدانستند حق میدادم.

 

2-    انتخابات آتی برای طیف احمدی نژاد بسیار حساس میشود به خصوص اگر خاتمی بیاید:
از طرفی انحصار طلبان که اکنون برگزاری انتخابات را نیز در انحصار خود دارند از هیچ حق کشی دریغ ندارند و از طرف دیگر انتخابات آتی نوعی قمار بر سر حیثیت آنها محسوب میشود. دولتی که چهار سال مرتبا به دول قبلی انتقاد میکرد و گویی همه بیکار نشسته بودند تا دولت دکتر آید! حال اگر نتیجه انتخابات را واگذارد نه فقط یک انتخابات را باخته بلکه خط بطلانی بر تمام مدعیاتش مبنی بر اینکه از همه دولتها بیشتر کار کرده و از همه دولتها بیشتر محبوبیت داشته کشیده میشود. لذا با تمام قوا وارد می شود و عرصه را بسیار بیش از انتخابات گذشته، و آن هم از طریق رفتار غیر اخلاقی و رقابت نا سالم، تنگ میکند.
و شرکت در انتخاباتی که رقابت سالم در آن نیست و نتیجه آن را دیگران و نه آرای مردم تعیین میکند چه سود دارد؟

 

3-    تردید در حضور مردم:
مردم ایران همواره دنبال فرشته نجاتی بوده اند تا بیاید و همه مشکلاتشان را حل کند. و الا خاتمی نه چندان مشهور،کجا  میتوانست در سال 76 آنچنان، پیروز میدان درآید؟!! اما این مردم اکنون تمام فرشتگان را آزموده و از همه دلسرد شده است!
از طرفی مردم ما بیشتر از آنکه با منطق خود تصمیم بگیرند، تحت تاثیر جو و دوستان و … هستند. ناگهان موجی در بین مردم شکل میگیرد که تمام محاسبات را اشتباه از آب درمی­آورد. پیروز قطعی انتخابات تا الان که احمدی نژاد است، مگر آنکه کسی آید و موجی ایجاد کند. اما در شرایط دلسردی اکنون آیا موجی حاصل میشود؟ آیا به جز دوستان احمدی نژاد کسی دیگر در پای صندوقهای رای حاضر میشود تا رقابتی شکل گیرد؟

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: