<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>من و تو</title>
	<atom:link href="http://hamedzaker.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hamedzaker.wordpress.com</link>
	<description>گاه نوشتهای حامد ذاکر</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Jan 2012 07:59:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='hamedzaker.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>من و تو</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://hamedzaker.wordpress.com/osd.xml" title="من و تو" />
	<atom:link rel='hub' href='http://hamedzaker.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>حاشیه‌ای بر مقاله «در باب خلط انگیزه و انگیخته»</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/15/hashiye/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/15/hashiye/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Jan 2012 15:25:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فنایی]]></category>
		<category><![CDATA[منطق]]></category>
		<category><![CDATA[گواهی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان]]></category>
		<category><![CDATA[استدلال]]></category>
		<category><![CDATA[خلط انگیزه و انگیخته]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=653</guid>
		<description><![CDATA[جناب آقای دکتر فنایی، از متفکرین و اسلام شناسان برجسته‌ای اند که تا کنون به رغم سالها مطالعه و فعالیتهای علمی و پژوهشی سترگ تنها دو کتاب غنی از ایشان به چاپ رسیده است. ایشان در مقاله‌ایی تحت عنوان «در باب خلط انگیزه و انگیخته» به موضوع مهمی پرداخته‌اند که در زیر برای آن دسته [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=653&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">جناب آقای <a href="http://neeloofar.ir/index.php?option=com_content&amp;view=section&amp;layout=blog&amp;id=8&amp;Itemid=66" target="_blank">دکتر فنایی</a>، از متفکرین و اسلام شناسان برجسته‌ای اند که تا کنون به رغم سالها مطالعه و فعالیتهای علمی و پژوهشی سترگ تنها دو کتاب غنی از ایشان به چاپ رسیده است. ایشان در مقاله‌ایی تحت عنوان «در باب خلط انگیزه و انگیخته» به موضوع مهمی پرداخته‌اند که در زیر برای آن دسته از عزیزانی که فرصت مطالعه آن را نداشته اند، ابتدا خلاصه‌ایی از این نوشته را می‌آورم و سپس به نکته‌ایی پیرامون آن اشاره میکنم. چنانچه این نوشتار ارزشمند را مطالعه نموده‌اید، می‌توانید از خواندن بخش خلاصه صرف نظر کرده و تنها به مطالعه بخش حاشیه آن بپردازید.</p>
<p dir="RTL">توجه شود که در نگارش خلاصه، تلاش شده است که تنها مفاهیم موجود در مقاله با بیانی ساده و خلاصه نوشته شود و مثالهای آن نیز از من است نه از متن مقاله. لذا اگر ایرادی در آن بود متوجه مقاله نیست. برای دیدن تصاویر در ابعاد بزرگتر روی آنها کلیک کنید. <a href="http://neeloofar.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=380:1390-06-12-11-57-46&amp;catid=50:article&amp;Itemid=66"> این‌جا</a> می‌توانید متن مقاله را ببینید. فایل پی‌دی‌اف هم از <a href="http://neeloofar.ir/download/f/01.pdf">این‌جا</a> قابل دریافت است.</p>
<p dir="RTL" align="center"><strong><span style="text-decoration:underline;">خلاصه بحث</span></strong></p>
<p dir="RTL">حدیث مشهوری از امیر مومنان است که می‌فرمایند: «به گفته بنگرید و نه به گوینده». ظاهر حدیث آن است که حضرت دعوت میکنند به پذیرش سخن درست و اینکه اگر سخنی درست و خوب باشد باید پذیرفته شود حتی اگر گوینده آن فرد موجهی نباشد. و یا به عبارت دیگر اگر سخنی نادرست بود، حتی اگر گوینده آن فرد مورد قبول و وثوقی هم بود، نباید آن را پذیرفت. ملاک خود کلام است و نه گوینده‌ی آن.</p>
<p dir="RTL">دکتر فنایی در مقاله خود ضمن اثبات منطقی صحت این کلام، توضیح داده و استدلال کرده‌اند که اما این سخن صحیح و دقیق  را نمی‌توان در مورد تمام گفته‌ها تعمیم داد. استدلال ایشان به قرار زیر است:</p>
<p dir="RTL"><strong><span style="text-decoration:underline;">انواع راه‌های کسب دانش:</span></strong></p>
<p dir="RTL">ایشان راه کسب دانش را به دو دسته تقسیم کرده‌اند. کسب دانش از راه دلیل، و کسب دانش از راه گواهی. کسب دانش از راه دلیل، راهی است که در آن فرد برای پذیرش موضوعی و تایید ادعا یا نظریه‌ایی، خود دلایل قابل قبولی در اختیار دارد که با استناد به آن دلایل ادعا را می‌پذیرد. اساس کسب دانش نیز از همین راه است. یعنی برای پذیرفتن و دانستن موضوع جدید، این استدلال‌های منطقی است که به کمک می‌آیند.</p>
<p dir="RTL">اما موارد بسیاری وجود دارد که خود فرد قادر به استدلال در موضوع مربوطه نیست. بلکه به فرد دیگری که مورد قبول او است و به دلایل اثبات درستی و پذیرش آن ادعا دسترسی داشته و آنها را بررسی نموده و تایید کرده است، رجوع کرده  و بر اساس گواهی و شهادت او، صحت ادعا را می‌پذیرد. برای مثال اگر در اتاق بسته‌ای باشیم و از روز یا شب بودن اطلاع نداشته باشیم، دو راه برای کسب اطلاع وجود دارد. یکی آنکه از اتاق بیرون برویم و با دیدن خورشید آسمان و یا دیدن تاریکی شب، خود به این نتیجه برسیم که شب است یا روز. راه دیگر آن است که از فرد دیگری که از بیرون آمده و او میداند که آیا شب است یا روز، بپرسیم و بر اساس خبری که او میدهد، قضاوت کنیم که شب است یا روز.</p>
<p dir="RTL"><strong><span style="text-decoration:underline;">شرایط پذیرش دانش از راه گواهی و دلیل:</span></strong></p>
<p dir="RTL">هر یک از این دو راه برای معتبر بودن به شرایطی نیاز دارند تا بتوان آن را پذیرفت. مثلا در مثال فوق الذکر اگر فردی که از بیرون می‌آید نابینا باشد و تنها از روی حدس و گمان خود نسبت به شب و روز قضاوت کرده است، این حدس و گمان فرد نابینا نمی‌تواند مبنای پذیرش ادعای او در خصوص شب و روز بودن باشد. مگر آنکه فرد نابینا خود بر اساس شواهد و دلایل بخصوص و قابل قبول دیگری به این نتیجه رسیده است که آیا شب است یا روز. بنابراین برای پذیرش ادعا از هر یک از این دو راه باید شرایط بخصوصی حاکم باشند. این شرایط چنین‌اند:</p>
<p dir="RTL"><span style="text-decoration:underline;">شرایط پذیرش ادعا بر اساس دلیل:</span></p>
<p dir="RTL">کسب دانش از راه دلیل سه مرحله دارد که در شکل زیر نشان داده شده است:</p>
<p dir="RTL"> <a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/1-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-d8afd984db8cd984.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-655" title="1 دانش از راه دلیل" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/1-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-d8afd984db8cd984.png?w=300&#038;h=78" alt="" width="300" height="78" /></a></p>
<p dir="RTL">یعنی هر دانش و ادعایی بر یک مقدماتی استوار است که با استدلال در آن مقدمات به نتیجه‌ی خاصی می‌رسیم. مثلا میدانیم که آسمان یا روشن است و یا تاریک. روشن بودن آسمان به معنی روز بودن است و تاریک بودن آسمان به معنی شب بودن. همچنین می‌دانیم که روشن بودن به معنای آن است که اشیا به خوبی دیده می‌شوند و ستاره‌ایی دیده نمی‌شود و تاریک بودن موجب دیده شدن ستاره‌ها و عدم دید درست و دقیق اشیا می‌شود. اینها مقدماتی است که ما با استناد به آنها میتوانیم به قضاوت بخصوصی برسیم. با خروج از اتاق بسته، یا اشیا را به خوبی میبینیم یا نه، یا ستاره ایی دیده میشود یا نه و &#8230; پس بر اساس آنها قضاوت میکنیم که آسمان روشن یا تاریک است.</p>
<p dir="RTL">شرایط پذیرش یک ادعا بر اساس دلیل عبارتند از:</p>
<p dir="RTL">1-      مقدمات باید مربوط باشند.</p>
<p dir="RTL">2-      استدلال باید موجه باشد.</p>
<p dir="RTL">در این صورت نتیجه‌ای که از آن مقدمات مربوط و استدلال درست به دست می‌آید نتیجه‌ایی صحیح و قابل اتکا است. مثلا اگر وقتی از اتاق بیرون رفتیم به تعداد درختان اطراف دقت کردیم و دیدیم که سه درخت وجود دارد، اگرچه این حرف درست است که سه درخت آنجا بوده است اما این واقعیت ربطی به آن ندارد که آیا شب است یا روز.</p>
<p dir="RTL">یا شاید در آسمان ستارگان را دیدیم. دیده شدن ستارگان یکی از نشانه‌هایی است که ما را به سمت قضاوت در مورد شب و روز میتواند کمک کند. پس مقدمه‌ی مربوطی است، اما استدلال اشتباه کردیم. یعنی دیده شدن ستاره را به حساب دیده شدن اشیا گذاشتیم و گفتیم: از آنجا که ستاره‌ها قابل روئت هستند پس الان آسمان روشن است پس روز است. استدلالی اشتباه کرده و به نتیجه‌ای اشتباه نیز رسیده‌ایم. لذا هم مقدماتی مربوط و هم استدلالی درست و موجه باید داشته باشیم تا بتوان به نتیجه‌ای درست دست یابیم.</p>
<p dir="RTL"><span style="text-decoration:underline;"> </span></p>
<p dir="RTL"><span style="text-decoration:underline;">شرایط پذیرش ادعا بر اساس گواهی:</span></p>
<p dir="RTL">در مواردی که خود مستقیما دسترسی به مقدمات و یا استدلال نداشته باشیم، میتوان بر اساس گواهی فرد دیگری نسبت به صحت و یا کذب ادعایی قضاوت کرد. در واقع در چنین حالتی مدل کسب دانش و پذیرش ادعا از راه گواهی شبیه شکل زیر می‌شود:</p>
<p dir="RTL"> <a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-656" title="2 دانش از راه گواهی" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300&#038;h=70" alt="" width="300" height="70" /></a></p>
<p dir="RTL"> در چنین حالتی، پذیرش ادعا و گواهی شرایط دیگری خواهد داشت که عبارتند از:</p>
<p dir="RTL">1-      دانش خود شاهد (گوینده خبر و یا مدعی یک ادعا) باید از راه دلیل باشد، یا حداقل او از کسی نقل قول کند که آن فرد سوم دانشش از راه دلیل باشد. یعنی اگر دانش خود گوینده از راه گواهی فرد سوم است در نهایت باید به جایی رسید که کسب دانش و پذیرش ادعا از راه دلیل و استدلال بوده باشد.</p>
<p dir="RTL">2-      دانش گوینده و شاهد نسبت به موضوعی که صحبت میکند باید از دانش شنونده در آن موضوع بیشتر باشد. (مثلا کسی که خودش از اتاق بسته‌ی دیگری آمده است نمیتواند گواهی دهد که آیا روز است یا شب زیرا دانش او و دسترسی او به شواهد و مقدماتی که بتواند ما را به نتیجه مطلوب برساند به اندازه خود ما است و اگر بر اساس آن شواهد و مقدمات نتوانستیم به قضاوتی برسیم، پس او هم نمی‌تواند)</p>
<p dir="RTL">3-      فرد گوینده آدم صادقی باشد و در انتقال دانشی که دارد، نخواهد خلاف واقع را بگوید. (مثلا کسی که چشم سالمی دارد و از بیرون آمده و میداند که شب است یا روز، اما دروغ بگوید ما را به نتیجه‌ی اشتباهی رسانده است. لذا باید از صداقت اخلاقی فرد اطلاع داشت)</p>
<p dir="RTL"><strong><span style="text-decoration:underline;">برگشت به حدیث امیرالمومنین:</span></strong></p>
<p dir="RTL">بر این اساس نمی‌توان گفت که حدیث مشهور حضرت در باره‌ی همه دانش‌ها صادق است، بلکه تنها درباره کسب دانش از راه دلیل صادق است. و تنها در این راه است که نباید به شخصیت مدعی توجه کرد و تنها خود ادعا و استدلالهایی که برای آن می‌آورد مورد توجه است. در اینجا اگر سخن درستی بیان شده بدون توجه به اینکه چه کسی آنرا بیان داشته است باید مورد پذیرش قرار گیرد. حتی اگر مدعی فرد قابل قبول و موجهی نباشد. اما در راه کسب دانش از راه گواهی، باید به خود مدعی و شخصیتش نیز توجه کرد تا بتوان گواهی او را پذیرفت.</p>
<p dir="RTL" align="center"> &#8212;-  پایان خلاصه &#8212;</p>
<p dir="RTL" align="center"><strong><span style="text-decoration:underline;">حاشیه‌ای بر بحث</span></strong></p>
<p dir="RTL">جناب آقای دکتر فنایی راه‌های کسب دانش را به طور کلی به دو دسته‌ی کسب دانش از راه دلیل و کسب دانش از راه گواهی تقسیم نموده‌اند. ظاهر بحث ایشان چنین است که اعتبار دانشی که از راه این دو روش کسب شده است یکسان است و اگر احیانا عقیده‌ی ایشان برخلاف این باشد، درباره آن در نوشته خود اشاره‌ای نداشته‌اند. بنابراین در این خصوص مطلبی به شرح زیر طرح می‌شود:</p>
<p dir="RTL">به تصور من، دانشی که از راه دلیل و برهان کسب شده باشد از دانشی که از راه گواهی بدست آمده باشد معتبرتر و قابل اتکاتر است. حتی اگر کسب دانش مبتنی بر گواهی، تمام مشخصات و شرایط مطرح شده را داشته باشد، باز نمی‌توان با همان یقینی که درباره دانش کسب شده از راه دلیل صحبت می‌کنیم از دانش کسب شده از راه گواهی نیز سخن گفت. برای این ادعا، یک دلیل و یک شاهد به شرح زیر وجود دارد:</p>
<p dir="RTL"><span style="text-decoration:underline;">چرا دانش کسب شده از راه گواهی اعتبار دانش کسب شده از راه دلیل را ندارد؟</span></p>
<p dir="RTL">ذکر شد که کسب دانش از راه گواهی خود در نهایت مبتنی بر کسب دانش از راه دلیل است. یعنی باید پرسید که شخص گوینده‌ که گواهی میدهد و ما نیز آن گواهی را می‌پذیریم، خودش آن خبر و ادعا را از کجا آورده است؟ خود او نیز همانند ما دو راه برای کسب خبر و پذیرش ادعای مورد نظرش دارد. یا خودش با دلیل به صحت آن ادعا دست یافته است و یا او نیز از فرد دیگری که او از درستی ادعا اطلاع دارد شنیده است. این روند تداوم پیدا میکند تا آنجا که در نهایت به شخصی برسیم که او بر اساس دلیل و اشرافی که خود به موضوع دارد استدلال می‌کند و صحت ادعا را تایید می‌نماید. که این مدل در شکل زیر به خوبی نمایان است:</p>
<p dir="RTL"> <a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png"><img class="aligncenter" title="2 دانش از راه گواهی" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300&#038;h=70" alt="" width="300" height="70" /></a></p>
<p dir="RTL">همچنین گفته شده است که برای پذیرش ادعا (چه از راه گواهی و چه از راه دلیل) شرایطی لازم است که این شرایط، ما را از اشتباهات منطقی کسب دانش و پذیرش ادعا، مصون می‌دارند. لذا می‌‎توان چنین گفت که راه‌های کسب دانش دارای آسیب‌ها و مغالطه‌هایی است که راه مصون ماندن از آنها همان پایبندی به شرایط مذکور است.</p>
<p dir="RTL">شرایطی که در خصوص کسب دانش از راه دلیل ذکر شده است، ناظر بر مقدمات و نحوه استدلال بوده است. لذا محل امکان وقوع مغالطه و خطا در کسب دانش از راه دلیل بر اساس مدل تصویر شده در شکل زیر است:</p>
<p dir="RTL"><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-659" title="محل امکان بروز مغالطه در کسب دانش از راه دلیل" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987.png?w=300&#038;h=138" alt="" width="300" height="138" /></a></p>
<p style="text-align:right;">شرایطی که در خصوص کسب دانش از راه گواهی ذکر شده است، ناظر بر مشخصات خود گوینده خبر است. که در شکل زیر ترسیم شده است:</p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/4d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-657" title="4محل امکان بروز مغالطه در کسب دانش از راه گواهی" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/4d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7.png?w=300&#038;h=93" alt="" width="300" height="93" /></a></p>
<p dir="RTL"> تا اینجای بحث، مواردی بودند که به تفصیل در نوشتار ارزشمند دکتر فنایی دیده می‌شود. نکته‌ایی که در اینجا توجه به آن اهمیت پیدا می‌کند آن است که شرایطی که در کسب دانش از راه گواهی ذکر شده است، تنها شرایط موجود نیست! بلکه از آنجا که خود دانش گوینده (گواه) باید بر اساس دانش کسب شده از راه دلیل باشد، لذا تمام مغالطه‌های موجود در کسب دانش از راه دلیل نیز در کسب دانش از راه گواهی می‌تواند صدق پیدا کند. گویی که در کسب دانش از راه گواهی، کسب دانش از راه دلیل نیز به صورت مستتر وجود دارد که شکل زیر این مفهوم را بیان داشته است:</p>
<p dir="RTL"><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/5-d8afd8a7d986d8b4-d8afd984db8cd984-d8afd8b1-daafd988d8a7d987db8c.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-658" title="5 دانش دلیل در گواهی" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/5-d8afd8a7d986d8b4-d8afd984db8cd984-d8afd8b1-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300&#038;h=79" alt="" width="300" height="79" /></a>با این حال، دانش از راه دلیل در کسب دانش از راه گواهی در حالی مستور است که دانش شنونده و اشراف معرفت شناسانه‌ی او بر ادعا، از دانش گوینده کمتر است. (بر اساس یکی از شروط کسب دانش از راه گواهی که در مقاله به تفصیل به آن پرداخته شده است.) لذا شنونده نمی‌تواند دانش کسب شده از راه دلیل را که در دل دانش کسب شده از راه گواهی مستتر است آسیب شناسی کرده و صحت آن را دریابد. بنابراین مجبور است به صحت نتایج کسب شده توسط گوینده آنگاهی که وی در مقام کسب دانش از راه دلیل بود، اعتماد کند و آن را فعلا بپذیرد.</p>
<p dir="RTL">شاید بتوان چنین گفت که شرایط موجود در کسب دانش از راه دلیل، می‌تواند ما را به اطمینانی 100 درصدی از صحت نتایج بدست آمده رهنمون باشد؛ اما شرایط موجود در کسب دانش از راه گواهی، تنها موجه می‌کنند که چرا پذیرش اجمالی ادعای گوینده و عمل به آن، منطقاً مغالطه (اشتباه) نیست. دانش از راه دلیل را می‌توان یک «دانش» کامل دانست. اما دانش از راه گواهی را باید «شبه دانش»ای دانست که بر اساس قرائن موجود صحت آن احراز شده است. استدلال‌هایی که در کسب دانش از راه دلیل به کار می‌روند، ناظر بر مقدمه و منطق پذیرش آن ادعا است. یعنی ناظر بر خود ادعا به صورت مستقیم است. اما استدلال‌هایی که در دانش از راه گواهی به کار می‌روند ناظر بر توجیه پذیرش یک ادعا از یک فرد بخصوص است.</p>
<p dir="RTL"> در ادبیات دینی هم با انواع باورها روبه رو هستیم که از ارزش یکسانی برخوردار نیستند. مثلا علم الیقین با عین الیقین برابری نمی‌کند. اساسا «دانستن» با «یقین داشتن» اگرچه هر دو توصیفات «باور»اند اما ارزش یکسانی ندارند. مثال معروفی که امام خمینی در این خصوص آورده‌اند نیز ناظر بر همین مدعاست. ایشان می‌گوید همه ما می‌دانیم که جسد یک متوفی ضرر و زیانی به آدمی نمی‌رساند. اما با این حال اگر ما را شبی با یک یا تعدادی جسد تنها بگذارند خواب راحت کنار آنها نخواهیم داشت. اما یک غسال و مرده شور، اگرچه او هم در نگاه نخست مانند ما علم به بی ضرر بودن جسد مرده دارد، اما در واقع او به یقین نیز رسیده است و با خاطری آسوده کنار آن اجساد شب را به صبح می‌رساند. یعنی هر دوی ما به بی ضرر بودن جسد باور داریم، اما جنس و اندازه‌ی این باورها و اثری که آنها در دل و جان و احساس ما داشته است یکسان نیست.</p>
<p dir="RTL">بنابراین دو ادعا در اینجا مطرح شدند: 1- آنکه دانش کسب شده از راه گواهی یا دلیل، دارای مراتب و اعتبارهای مختلف است. 2- دانشی که از راه دلیل کسب شده باشد دارای اعتبار بیشتری است از دانشی که از راه گواهی کسب شده باشد.</p>
<p dir="RTL"><strong><span style="text-decoration:underline;"> </span></strong></p>
<p dir="RTL"><strong><span style="text-decoration:underline;">شاهدی بر مدعا:</span></strong></p>
<p dir="RTL">به نظر من بسیاری از باورهای دینی، در واقع دانشی است که از راه گواهی کسب شده است. این باورها در ادبیات دینی تحت عنوان «ایمان» یاد می‌شوند. و البته ایمان یک داشته‌ی ارزشمند در دین محسوب می‌شود. اما سووال مهم آن است که چرا ایمان باید دارای ارزش باشد و مومنین بواسطه داشتن ایمان تحسین شده باشند؟ اگر ایمان دانشی بر اساس دلیل بود آیا باز ارزشمند بود؟</p>
<p dir="RTL">به نظر من اساس ارزش ایمان در آنست که ایمان دانشی از راه گواهی است و از آنجا که دانشی که از راه گواهی کسب شده باشد نمی‌تواند همان اعتبار دانش از راه دلیل را داشته باشد و به همان اندازه نمی‌تواند بر جان و احساس انسان اثر داشته باشد، با این حال فرد مومن آنچنان پایبند این دانش است که گویی آن را از راه دلیل کسب نموده و مطابق با چنین دانشی رفتار می‌کند، لذا ارزش پیدا می‌کند و مورد تحسین خداوند قرار می‌گیرد.</p>
<p dir="RTL">فرض کنید اگر دانش ما به وجود قیامت بر اساس دلیل بود، و مثلا بهشت و جهنم را دیده بودیم، آنگاه زندگی بر اساس معیارهای دینی دارای ارزش کنونی نبود. مثل زندگی مومنانه بعد از دیدن بهشت و جهنم مانند کسی است که با دیدن برف زمستانی، لباس گرم پوشیده و از منزل خارج می‌شود. آیا برای تصمیم این فرد می‌توان ارزش خاص و گرانسنگی قائل باشیم؟ یا نه وی یک واکنش کاملا طبیعی و معمولی نشان داده است؟</p>
<p dir="RTL">همچنین است ایمان به وحی. و ایمان به خود ذات اقدس الهی. چه کسی خدا را دیده است؟ مگر نه اینست که تنها از وجود شواهد به وجود او پی می‌بریم؟ چه کسی انزال وحی بر پیغمبر را دیده و آن را حس کرده است؟ آیا کسی بوده است که صدای جبرائیل را شنیده باشد؟ و او را دیده باشد؟ یا نه مومن بر اساس گواهی‌های موجود، از جانب افرادی که به صحت گفته آنها باور دارد، به وجود خداوند و قیامت باور می‌آورد و آنگونه زندگی می‌کند که گویی قیامت را دیده است. آنگونه عبادت می‌کند که گویی خدا را هم اکنون در برابر خود حاضر می‌بیند.</p>
<p dir="RTL">اگر خدا جایی بود که می‌شد رفت، او را دید و برگشت، با دیدن او اگر کسی شیفته‌اش می‌شد ارزش خاصی نداشت. اگر ارزشی هم وجود می‌داشت به خود خدا برمی‌گشت که توانسته شیفتگان بسیاری را برای خود جذب کند. اما خدای نادیده را باور داشته باشی و نه تنها باور، بلکه او را پرستش کنی، چنین باور و پرستشی ارزشمند است.</p>
<p dir="RTL">لذا تصور می‌کنم که دانشی که از راه دلیل کسب شده باشد دارای اعتبار یکسان با دانشی که از راه گواهی کسب شده باشد نیست. و اعتبار دانش از راه دلیل به مراتب بیشتر از دانش از راه گواهی است. حداقل می‌توان چنین گفت که اثری که بر قلب و احساس آدمی دارد بسیار قوی‌تر و موثرتر است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/653/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/653/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=653&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/15/hashiye/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/1-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-d8afd984db8cd984.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">1 دانش از راه دلیل</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">2 دانش از راه گواهی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/2-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">2 دانش از راه گواهی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7d987.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">محل امکان بروز مغالطه در کسب دانش از راه دلیل</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/4d985d8add984-d8a7d985daa9d8a7d986-d8a8d8b1d988d8b2-d985d8bad8a7d984d8b7d987-d8afd8b1-daa9d8b3d8a8-d8afd8a7d986d8b4-d8a7d8b2-d8b1d8a7.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">4محل امکان بروز مغالطه در کسب دانش از راه گواهی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/5-d8afd8a7d986d8b4-d8afd984db8cd984-d8afd8b1-daafd988d8a7d987db8c.png?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">5 دانش دلیل در گواهی</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نمودار استراتژی جناح‌های مختلف شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/09/parleman/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/09/parleman/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Jan 2012 05:25:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس شورای اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[اصول گرا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=645</guid>
		<description><![CDATA[برای دیدن تصویر بزرگتر روی عکس زیر کلیک کنید.<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=645&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">برای دیدن تصویر بزرگتر روی عکس زیر کلیک کنید.</p>
<p><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/daafd8b1d988d987-d8a8d986d8afdb8c-d987d8a7db8c-d8b1d982d8a8d8a7db8c-d8a7d986d8aad8aed8a7d8a8d8a7d8aadb8c-d985d8acd984d8b31.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-646" title="گروه بندی های رقبای انتخاباتی مجلس" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/daafd8b1d988d987-d8a8d986d8afdb8c-d987d8a7db8c-d8b1d982d8a8d8a7db8c-d8a7d986d8aad8aed8a7d8a8d8a7d8aadb8c-d985d8acd984d8b31.jpg?w=300&#038;h=207" alt="" width="300" height="207" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/645/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/645/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=645&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2012/01/09/parleman/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2012/01/daafd8b1d988d987-d8a8d986d8afdb8c-d987d8a7db8c-d8b1d982d8a8d8a7db8c-d8a7d986d8aad8aed8a7d8a8d8a7d8aadb8c-d985d8acd984d8b31.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">گروه بندی های رقبای انتخاباتی مجلس</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>غم کاذب، غم صادق</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/11/07/%d8%ba%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%85-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/11/07/%d8%ba%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%85-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Nov 2011 03:33:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=637</guid>
		<description><![CDATA[یک شادی داریم و یک سرور. غم واقعی اگرچه شادی رو میگیره اما سرور آدم رو زیاد میکنه. آدم ته قلبش مسروره. این غم، غم سازنده هست. غم انرژی زاست. اگر غمهای تو اینچنین نیستند کذب و سراب محض اند. ولشون کن.<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=637&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک شادی داریم و یک سرور.<br />
غم واقعی اگرچه شادی رو میگیره اما سرور آدم رو زیاد میکنه. آدم ته قلبش مسروره. این غم، غم سازنده هست. غم انرژی زاست.<br />
اگر غمهای تو اینچنین نیستند کذب و سراب محض اند. ولشون کن.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/637/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/637/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=637&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/11/07/%d8%ba%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b0%d8%a8%d8%8c-%d8%ba%d9%85-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خانه «ما» کجاست؟</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/08/05/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%c2%ab%d9%85%d8%a7%c2%bb-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/08/05/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%c2%ab%d9%85%d8%a7%c2%bb-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 05 Aug 2011 01:53:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اندیشه]]></category>
		<category><![CDATA[خانه دوست کچاست]]></category>
		<category><![CDATA[دل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=633</guid>
		<description><![CDATA[تا به حال می پرسیدیم «خانه دوست کجاست؟»، اما حالا که پی یافتن خانه دوست خارج شدیم، انگار خانه خودمون رو هم گم کردیم! ای کاش می فهمیدیم آنچه که بر روی زمین است مال ما نیست! همسر ، فرزند ، دوست و آشنا ، ثروت، مقام، مدرک، خانه ، اتوموبیل. نه اینها و نه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=633&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تا به حال می پرسیدیم «خانه دوست کجاست؟»، اما حالا که پی یافتن خانه دوست خارج شدیم، انگار خانه خودمون رو هم گم کردیم!<br />
ای کاش می فهمیدیم آنچه که بر روی زمین است مال ما نیست! همسر ، فرزند ، دوست و آشنا ، ثروت، مقام، مدرک، خانه ، اتوموبیل. نه اینها و نه هیچ چیز دیگری که روی زمین است، مال ما نیست. مال زمین است. مال دنیا است. دیر یا زود همه اونها رو پس میگیره و به دیگران میده.<br />
با کلی سختی و تلاش مسیر خاصی رو در زندگی دنبال میکنیم و وقتی که در نهایت رشد و شکوفایی مسیر بودیم باید همه دستاوردهایمان را برای استفاده دیگرون بذاریم و بریم. درس میخونیم و شغل و کاری پیدا میکنیم و فلان پل رو میسازیم که آدمهای دیگه بیان راحت از روش رد بشن. ولی یه کم به فکر ساختن خانه خودمون نیستم. ای کاش آنقدری که به فکر آباد کردن دنیای دیگران بودیم، به فکر خودمان هم بودیم. خانه ی خودمون رو آباد میکردیم.<br />
اون مدرک، اون پل، تمام کف زدنها و لوح دادن ها و تشویقهایی که کردن، همش رو میذاریم و میریم. از اول هم هیچ کدوم اینها مال ما نبود که بهش دل خوش می کردیم. تنها و تنها چیزی که مال خود خود آدمه، «دل»ش هست. ما که اینقدر دنبال کار و مقام و شغل و همسر خوب هستیم، چقدر دنبال ساختن دل هم هستیم؟ «دل» تنها چیزیه که حتی بعد از رفتن از دنیا، باز باهات میمونه. تنها خونه اییه که داری. تنها جاییه که مال توست و همیشه هم مال تو خواهد موند. تا به حال سری به خونت زدی؟ </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/633/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/633/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=633&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/08/05/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%c2%ab%d9%85%d8%a7%c2%bb-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تلنگر 1</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/07/28/talangor1/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/07/28/talangor1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jul 2011 20:27:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=630</guid>
		<description><![CDATA[این همه تو صدا و سیما داد می زنند رابطه مدیران با منشی هاشون در ایران غیر اخلاقی شده، بعد خودشون سریالی می سازند که توش طرف عاشق منشیش شده (سریال ساختمان پزشکان)<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=630&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این همه تو صدا و سیما داد می زنند رابطه مدیران با منشی هاشون در ایران غیر اخلاقی شده، بعد خودشون سریالی می سازند که توش طرف عاشق منشیش شده</p>
<p>(سریال ساختمان پزشکان)</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/630/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/630/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=630&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/07/28/talangor1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پاسخ به «جنایت خمینی شهر»</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/27/reply-borhan/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/27/reply-borhan/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Jun 2011 06:24:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[برهان]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی شهر]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[غرب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=623</guid>
		<description><![CDATA[در وبلاگ وزین «برهان» که به بیان مسائل حقوقی می­پردازد، متاسفانه در پستی با نام «جنایت خمینی شهر» در توجیه علت وقوع این جنایت موضوع پوشش خانمها پیش کشیده شده است. به علت طولانی شدن پاسخم به نویسنده وبلاگ و نیز به علت مطلبی که در همین خصوص پیش از این نوشته بودم، مناسب دیدم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=623&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در وبلاگ وزین «<a title="برهان" href="http://borhan.mihanblog.com" target="_blank">برهان</a>» که به بیان مسائل حقوقی می­پردازد، متاسفانه در پستی با نام «<a title="جنایت خمینی شهر" href="http://borhan.mihanblog.com/post/547" target="_blank">جنایت خمینی شهر</a>» در توجیه علت وقوع این جنایت موضوع پوشش خانمها پیش کشیده شده است. به علت طولانی شدن پاسخم به نویسنده وبلاگ و نیز به علت <a title="تجاوز به سبک ایرانی" href="http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/19/rape-story/" target="_blank">مطلبی </a>که در همین خصوص پیش از این نوشته بودم، مناسب دیدم که پاسخ به ایشان را از طریق وبلاگ خودم بدهم.  بنابراین پیشنهاد میشود که ابتدا مطلب کوتاه ایشان خوانده شود.</p>
<p dir="RTL">و خدا بر درستی و نا درستی هرچیزی بهتر آگاه است.</p>
<p dir="RTL">&#8212;&#8211;</p>
<p dir="RTL">اولا جنایت خمینی شهر در یک محفل خانوادگی و در یک باغ خصوصی اتفاق افتاده است. آن میهمانی یک خلوت خانوادگی بوده. هر فردی آزاد است در خلوت  و چهار دیواری خود هر گونه که میخواهد بپوشد و رفتار کند.</p>
<p dir="RTL">اگر مردی از مردان حاضر در میهمانی دچار مشکل اخلاقی ای میشد شاید توجیه پذیر باشد که پوشش زنان او را دچار مشکل کرده است. اما آیا این استدلال برای جانیان (میهمانان) نا خوانده نیز میتواند صادق باشد؟ آیا چنین نیست که زنان مومن و مذهبی در خانه و خلوتشان کشف حجاب میکنند؟ اگر کسی به خانه او وارد شد و تجاوز کرد آیا میگویید چون در هنگام ورود جانی، زن حاضر در منزل بی حجاب بوده، پس این بی حجابی او علت وقوع جرم بوده است؟ آیا این سخیف کردن جرم و علل اصلی وقوع آن نیست؟</p>
<p dir="RTL">خبر حمله عده ایی به استخر زنانه را در هفته پیش با چنین استدلالی چطور می­توان توجیه کرد؟ آیا توصیه آن است که بانوان در استخر هم با حجاب کامل باشند تا کسی تحریک نشود و حمله نکند؟</p>
<p dir="RTL">ثانیا، اتفاقا حادثه خمینی شهر از منظر دیگر نشان میدهد که حجاب به تنهایی کافی نیست! آن هم از نوع اجباری آن!! شما میپندارید این افراد به بهانه ایی وارد باغ شده اند و بعد چون زنهای آنان را دیده اند یکدفعه شهوتشان گل کرده است؟ به قصد دزدی آمدند اما تا دیدن خانمی بی حجاب است و بدنش پوشش کامل ندارند نتوانستند جلوی خود را بگیرند و تجاوز کردند؟ یا اینکه این افراد از پیش از روز حادثه و از لحاظ جنسی سلامت روحی و آرامش کافی نداشتند و وقتی فرصت را مناسب دیدن چنین اقدامی کردند؟ بنابراین با شما موافق هستم که تنها نباید به لحظه وقوع جرم نگریست، بلکه قبل و بعد آن را نیز باید در نظر داشت. اما این قبل کجاست؟ این قبل در استفاده از حق آزادی انسانها در خلوت خود نیست، بلکه در سیاستهای فرهنگی کشور باید آن را جستجو کرد.</p>
<p dir="RTL">اگر یک حجاب اجباری معمولی تا این حد موثر است پس چرا چنین مسائلی با این وقاحت در کشورهای غربی یا روی نمیدهد و یا با واکنشی به مراتب بسیار شدید تر از آنچه در ایران شاهد بودیم مواجه می­شود؟ اساسا اگر داشتن حجاب میتواند به عنوان تنها عامل پیش گیری کننده عمل کند، چرا در جامعه ای که زنان حجاب اجباری دارند چنین جنایتهایی رخ میدهد؟ از این منظر، وقوع چنین جرمی در سایر کشورها باید باشد که همه زنهای آنان بی حجاب اند نه در کشوری مانند ایران.</p>
<p dir="RTL">متاسفانه این قبیل جنایات در کشور ما رو به عادی شدن دارند. حتی در میان مردم نیز، شرم و حیا در حالی رو به کاهش دارد که زندگی در میان مردم کشورهای غربی به مراتب شرم و حیا و بویژه احترام جنسی بیشتری را نشان می­دهد. آنها مسائل جنسی را برای خود حل نموده اند . آن را نیازی عادی می پندارند و برای رفع آن زشتی ایی قایل نیستند. همچنان که ما برای رفع سایر حوائج طبیعی یمان زشتی و خجالتی قائل نیستیم. اما این به هیچ وجه به معنای هرج و مرج و افسار گسیختگی و بی مرز بودن این روابط در سطح جامعه نیست. تجاوز در آنجا به هیچ روی جای ندارد و به شدت واکنش هایی بدتر و سنگین تر از ایران را در پی دارد.</p>
<p dir="RTL">رویکرد غرب در قبال مسائل جنسی به شدت قابل انتقاد است اما در آنجا وقتی کسی خواهان رابطه نباشد، از سوی جامعه راحت گذارده میشود. آیا در ایران اسلامی با حجاب نیز چنین است؟ اینجا، نه زنها مردان را راحت میگذارند و نه مردان زنان را. کدام یک از آرایشها و پیامهای ناهنجاری که زنان در ایران از خود نشان میدهند را در سطح جامعه غرب شاهد هستیم؟ کدامین زن در خیابانهای غرب مورد تعرض قرار میگیرد و این در حالیست که تقریبا هر روز شاهد مزاحمت و دعوت های خیابانی برای زنانی هستیم که خود خواهان برقراری رابطه نیستند. و عجیب آنکه پس از مخالفت زن، دعوت کننده بر دعوت خود بیشتر اصرار می ورزد. اگر چه عریانی ظاهری غرب بیشتر از ایران است، اما عریانی درونی، خواهش ها و کشش های درونی در ایران به مراتب بیشتر است. شرم و حیا اگرچه در ظاهر در ایران بیشتر است اما در واقع یا اساسا چنین نیست و یا حداقل با سرعت خیلی زیادی رو به کاهش دارد.</p>
<p dir="RTL">لذا اگرچه از منظرهایی اوضاع ایران را بدتر می­دانم اما حتی اگر چنین هم نباشد، با تمهیداتی که در سه دهه گذشته اندیشیده شده، و بر اساس استدلالی که آورده اید (که بی حجابی را عامل وقوع جنایت خمینی شهر دانستید)، اکنون اوضاع ایران خیلی بهتر از غرب باید باشد! ایران باید از اخباری از این دست به کلی مبرا باشد. اما در کمال تاسف میبینیم که چنین نیست.</p>
<p dir="RTL">در پایان باید به این مهم اشاره داشته باشم که صحبت من در مخالفت با حجاب نیست. در مخالفت با این است که حجاب این افراد در جمع خصوصی و خانوادگی خودشان را عامل اصلی معرفی کنیم. با چنین رویکردی سوراخ دعا را گم میکنیم و لاجرم نمی توانیم درست را تشخیص دهیم. این جرم، و اینکه کسی حاضر شود در برابر ضجه ها و فریادها و التماسهای جمعی از زنان و مردان و در برابر دیدگان همسران و فرزندان و مادرانشان به آنان تجاوز کند آنچنان دهشتناک است که بی حجابی زنان نمیتواند توجیه گر چرایی وقوع آن باشد.</p>
<p dir="RTL">مطلب مرتبط:</p>
<p dir="RTL"><a title="داستان: تجاوز به سبک ایرانی" href="http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/19/rape-story/" target="_blank">داستان: تجاوز به سبک ایرانی </a> -  من و تو</p>
<p dir="RTL"><a title="جنایت خمینی شهر" href="http://borhan.mihanblog.com/post/547" target="_blank">جنایت خمینی شهر</a>  -  برهان</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/623/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/623/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=623&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/27/reply-borhan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>جاده بارون خورده</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/25/%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/25/%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Jun 2011 06:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=608</guid>
		<description><![CDATA[همسفر جاده بارون خورده ی ساری – تهرانم جوان 21 ساله ی تبریزی بود که از وقتی چشمانش باز شد و در خاطره داشت تک و تنها و بی کس بود. در ازای لقمه نانی و بی مزد و پولی، بار کشی میکند. وقتی باری را به ساری رسانده اند، راننده که او را برای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=608&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5>همسفر جاده بارون خورده ی ساری – تهرانم جوان 21 ساله ی تبریزی بود که از وقتی چشمانش باز شد و در خاطره داشت تک و تنها و بی کس بود. در ازای لقمه نانی و بی مزد و پولی، بار کشی میکند. وقتی باری را به ساری رسانده اند، راننده که او را برای خرید تریاکش فرستاده بود، بی خبر رهایش کرده و می رود. جوان، 5 روز را در پارک گذراند تا کسی پیدا شد و پولی در جیبش گذاشت و راهی تبریزش نمود&#8230;</h5>
<h5>داستانش را که شنیدم، توجهم لحظه ای از او بر نگشت. با این همه تربیت نداشته و محبت ندیده اش، شعورش، رعایتهایش، مهربانی و دلسوزیش، ادب و احترامش آدمی را شگفت زده میکرد.</h5>
<h5>چقدر لذت بردم از احساس قناعتی که نسبت به این هستی و دنیا و مردم اطراف خود داشت. در انتهای اتوبوس، لحظه ایی از زاویه نگاهش به اطرافیان و مسافرین نگریستم و همه را داراتر و غنی تر دیدم. تازه محبت های پدری به فرزندش که ردیف جلوی ما نشسته بودند برایم جلب توجه کرد و نمود داشت، تازه عشق و محبت جاری و ساری بین مسافرین رو دیدم و درک کردم، و در این میان خود را تنهای تنها، یافتم و ترسیدم.</h5>
<h5>او این همه را میدید، این همه را سالهاست میبیند و باز اندکی حسرت و خواهش و اعتراضی ندارد. شاید برای آن باشد که او هیچ چیزی را برای خودش قائل نیست و پذیرفته است که در این جهان سهم او «هیچ» است. او قانع است به همان هیچی که دارد. و عجب آرامشی داشت با داشتن این همه هیچ. و چقدر نگران و آزرده ایم با این همه «داشتن»ی که داریم.</h5>
<h5>او از همه­ ی ما غنی تر است. او «خود»ش را بسیار بیش از آنی که «خود»هایمان را می شناسیم، می شناخت. او فقط و فقط همین یک «خود» را داشت که از آن خودش می­دانست و ما، در پشت این همه هیاهوی زندگی­هایمان، اولین چیزی که فراموش نموده ­ایم «خود»هایمان است.</h5>
<h5>خوش به حال او با این همه ثروتی که دارد؛ خود و قناعتش.</h5>
<h5>و بد به حال ما که در همسایگیمان هستند چنین ثروتمندانی که سقف آسمان، پناهگاهشان است.</h5>
<h5><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/06/23.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-610" title="23" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/06/23.jpg?w=300&#038;h=200" alt="" width="300" height="200" /></a></h5>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/608/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/608/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=608&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/25/%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/06/23.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">23</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>داستان: تجاوز به سبک ایرانی</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/19/rape-story/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/19/rape-story/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Jun 2011 10:30:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[نیروی انتظامی]]></category>
		<category><![CDATA[کاشمر]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[شهر خمین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=593</guid>
		<description><![CDATA[تصویر اول &#8211; کاشمر – یک ماه و نیم پیش 10 مرد روستایی به زنی از روستای خودشان تجاوز میکنند. متجاوزان به این زن بی دفاع پس از دستگیری به دلیل آنکه شاکی خصوصی نداشته اند به سرعت آزاد شده و با اعتماد به نفس و در امینیت کامل به همان روستایی باز گشته اند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=593&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">تصویر اول &#8211; کاشمر – یک ماه و نیم پیش</p>
<p dir="rtl">10 مرد روستایی به زنی از روستای خودشان تجاوز میکنند. متجاوزان به این زن بی دفاع پس از دستگیری به دلیل آنکه شاکی خصوصی نداشته اند به سرعت آزاد شده و با اعتماد به نفس و در امینیت کامل به همان روستایی باز گشته اند که قربانی و خانواده اش در آن سکونت داشته اند. آنها حتی پس از آزادی نیازی به فرار ندیده بودند.</p>
<p dir="rtl"> این خبر مخفی ماند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">تصویر دوم – خمینی شهر – دو هفته بعد</p>
<p dir="rtl">به یک میهمانی فامیلی در باغی خصوصی، 14 نفر حمله کرده و مردان حاضر در میهمانی را در یک اتاق حبس و به شش تن از زنهای آنها تجاوز می کنند و از محل می گریزند. یکی از زنها در حالی مورد تجاوز قرار گرفته است که حامله بوده. این خبر نیز مخفی میماند تا آنکه صدها نفر از مردم خمینی شهر با تجمع در مقابل دادگستری این شهر خواستار رسیدگی به این جنایت شدند.</p>
<p dir="rtl">پس از رسانه ایی شدن این حادثه و در اقدامی عجیب زنان قربانی این حادثه مورد ملامت قرا میگیرند. رئیس پلیس آگاهی اصفهان در مورد این حادثه گفت که اگر قربانیان تجاوز &#8220;لباس مناسب داشتند شاید این طور نمی‌شد&#8221; و امام جمعه خمینی شهر ابراز کرد قربانیان &#8220;آدم های علیه‌السلامی نبوده اند&#8221;.  روزنامه دولتی &#8220;ایران&#8221;، اظهارات یکی از متهمان را بعد از دستگیری به چاپ رساند که با تاکید بر اینکه &#8220;وضعیت&#8221; قربانیان از عوامل تجاوز به آنها بوده، افزوده که مردان همراه زنان قربانی نیز، چون &#8220;خلاف کرده بودند&#8221; (اشاره به شرکت در میهمانی مختلط) ترسیده اند و مقاومت نکرده اند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">تصویر سوم – کاشمر – امروز</p>
<p dir="rtl">آقای یعقوبی – امام جمعه شهر &#8211;  در نماز جمعه دیروزش خبر از تجاوز گروهی کاشمر میدهد و طی آن از عملکرد دستگاه قضایی و نیروی انتظامی درباره این پرونده انتقاد می کند. این برای اولین بار است که این حادثه رسانه ایی میشود. او در مصاحبه امروزش با سایت خبر آن لاین موضوع را دوباره پیگیری میکند. البته آقای یعقوبی در بیان بدی تجاوز گروهی و سازماندهی شده به یک زن مسلمان چنین استدلال میکنند که چنین رفتارهایی موجب هرج و مرج میشود!</p>
<p dir="rtl">تا این لحظه، البته زنی که در روستای &#8220;قوژد&#8221; کاشمر مورد تجاوز قرار گرفته، مانند قربانیان واقعه خمینی شهر، متهم به عدم رعایت پوشش اسلامی و تحریک متجاوزان نشده است.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">تصویر چهارم – تهران – فردا</p>
<p dir="rtl">قرار شد من و غضنفر – پسر مش یعقوب – بریم پیش تعدادی از اساتید منطق و ریاضی و فلسفه و روان شناسی و جامعه شناسی و چندتای دیگه در همین مایه ها و سووالات زیر رو ازشون بپرسیم:</p>
<p dir="rtl">1-     آخر تکلیف قربانیان این حادثه ها چی میشه؟ اگر شکایت نکنند که متجاوزین با خیال راحت و در نهایت امنیت به جامعه بر میگردند و تکرار سناریوهای پیشین. اگر شکایت کنند هم که اولا هیچ حمایت خاصی از آنها نمیشود چراکه این افراد از لحاظ روحی و روانی دچار آسیب جدی شده اند و نیازمند حمایت اند و ثانیا حمایت که هیچ، معلوم نیست  با انگها و اتهامهای جدیدی هم رو به رو نشن. حالا توصیه این دوستان چیه؟ آخر این قربانیان شکایت کنند یا بیخیالش بشن و آبروی خودشون رو بیشتر از این نبرند؟</p>
<p dir="rtl">2-     در جامعه ما، آدما حرمتی دارند یا خیر؟ اگر دارند حفظ حرمتشان در این حوادث چه میشه؟ شاید رواج چنین حوادثی موجب هرج و مرج اجتماعی شود، و هرج و مرج هم مطمئنا خیلی بده. اما خیلی پیش از اینکه بخواهیم به هرج و مرج احتمالی ناشی از این حوادث فکر کنیم، تکلیف حرمت از بین رفته آدما در جامعه ما چه میشه؟ حرمتی که نه تنها در چنین حوادثی – که حد نهایی پایمال شدن آن است – بلکه هر روز و هر ساعت در برخورد و رفتارهای روزمره مردم، میبینیم بیش از پیش در حال از بین رفتنه.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><strong>من، به عنوان یک مسلمان، از اینکه در جامعه اسلامی چنین حادثه ایی برای کسی اتفاق می افتد شرمسارم. </strong></p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><strong>و خجالت زده قربانیان این حادثه ام، حتی اگر کافر و بی دین باشند، حتی اگر برهنه و مست بوده باشند.</strong></p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl"><strong>من تعجب میکند چرا حضرت علی فرمودند اگر از پای زن یهودی <span style="text-decoration:underline;">خلخالی</span> در آورند&#8230;. مگر خلخال بیرون کشیدن چیست در برابر این همه &#8230;</strong></p>
<p dir="rtl">منابع:</p>
<ul>
<li>
<div><a href="http://www.khabaronline.ir/news-157904.aspx" target="_blank">اعتراض امام جمعه کاشمر به یک تجاوز گروهی در روستای قوژد (Ghoozhd)</a></div>
</li>
<li>
<div><a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/06/110618_l39_rape_kashmar.shtml" target="_blank">تجاوز گروهی در کاشمر: متجاوزان فرار هم نکردند</a></div>
</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/593/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/593/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=593&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/06/19/rape-story/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>7صبح</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/05/29/7sobh/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/05/29/7sobh/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 May 2011 09:51:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[7صبح]]></category>
		<category><![CDATA[قهوه تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[مختار]]></category>
		<category><![CDATA[مختارنامه]]></category>
		<category><![CDATA[مشایی]]></category>
		<category><![CDATA[هفت صبح]]></category>
		<category><![CDATA[انحرافی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[اسب تروا]]></category>
		<category><![CDATA[بابا اتی]]></category>
		<category><![CDATA[رئیس جمهور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=582</guid>
		<description><![CDATA[  روزنامه «7صبح»، روزنامه تازه متولد شده ایست که در مدت زمان کوتاهی توانسته است مخاطبین زیادی را جلب نماید. سیاستگزاری های این روزنامه از هوشمندی خاصی برخوردار است. نیاز جامعه را به خوبی درک کرده، راه پاسخگویی به آن را یافته و به بهترین شکل و بالاترین کیفیت آن را پاسخ گفته است. اما [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=582&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-587 aligncenter" title="7sobh" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/05/7sobh.jpg?w=450" alt=""   /></p>
<p style="text-align:center;"> </p>
<p style="text-align:justify;"><a title="روزنامه 7صبح" href="http://www.7sobh.com/" target="_blank">روزنامه «7صبح»</a>، روزنامه تازه متولد شده ایست که در مدت زمان کوتاهی توانسته است مخاطبین زیادی را جلب نماید. سیاستگزاری های این روزنامه از هوشمندی خاصی برخوردار است. نیاز جامعه را به خوبی درک کرده، راه پاسخگویی به آن را یافته و به بهترین شکل و بالاترین کیفیت آن را پاسخ گفته است. اما در پس این ظاهر آراسته و کیفیت بالای اجرایی روزنامه، به نظر می رسد روزنامه در دنبال کردن اهداف خود چندان صداقت ندارد و تصویری از خود به مخاطب نشان می دهد که  ر واقع خلاف و حتی عکس هدف و خواسته اصلی روزنامه است. با این حال «7صبح» مخاطبین زیادی را در زمان کوتاهی جلب کرده است. در ادامه ابتدا برخی از دلایلی ک7 صبح روزنامه «7صبح»، روزنامه تازه متولد شده ایست که در مدت زمانی کوتاهی توانسته است مخاطبین زیادی را جلب نماید. سیاستگزاری های این روزنامه از هوشمندی خاصی برخوردار است. نیاز جامعه را به خوبی درک کرده، راه پاسخگویی به آن را یافته و به بهترین شکل و بالاترین کیفیت آن را پاسخ گفته است. اما در پس این ظاهر آراسته و کیفیت بالای اجرایی روزنامه، به نظر می رسد روزنامه در دنبال کردن اهداف خود چندان صداقت ندارد و تصویری از خود به مخاطب نشان می دهد که در واقع خلاف و حتی عکس هدف و خواسته اصلی روزنامه است. با این حال «7صبح» مخاطبین زیادی را در زمان کوتاهی جلب کرده است. در ادامه ابتدا برخی از دلایلی که موفقیت در برقراری ارتباط به مخاطب را برای روزنامه به ارمغان آورده است بررسی شده و پس از آن به نشانه هایی از عدم صداقت و خطراتی که چنین رویکردی برای جامعه دارد اشاره شده است. موفقیت روزنامه هفت صبح بیش از هرچیز به شناخت درست مدیران آن از جامعه و انتخاب و اتخاذ تدابیر و سیاست های درست، بر میگردد. برخی از این سیاستهای کاری به شرح زیر است: اول &#8211; این روزنامه رویکرد فرهنگی دارد. آن هم در فضای غمگین و سیاست زده ی این روزها. فرهنگی که روزنامه تبلیغ میکند حتی یک «فرهنگ» شعاری و آرمانی که توسط رسانه های رسمی هم تبلیغ میشود، نیست. «فرهنگی» است از جنس فرهنگهای جوان پسند و امروزی. با حفظ کیفیت بالای طراحی و رسانه ای. انتخاب سوژه هایش همانی است که واقعا مورد علاقه جامعه است. و صد البته با کیفیت اجرایی و بخصوص گرافیکی بالا به گونه ای که روزنامه را از تبدیل شدن به یک روزنامه زرد دور نگه داشته است. جوان پسند است، اما جلف نیست، شخصیت دارد. این را هم در انتخاب سوژه هایش می بینید، هم در گرافیکش، و هم در متن هایش.</p>
<p>دوم &#8211; روزنامه ای شاد است. شاید پیش از آغاز به چاپ این روزنامه، اقدام برای نشر روزنامه ای شاد و فرهنگی، بر خلاف جریان معمول این روزها که همه جا سیاسی است و ناراحت، کمی جرات و ریسک پذیری می طلبید. اما واکنش مردم به این روزنامه نشان داد که ریسک مدیریان روزنامه درست از آب در آمده است. رنگها، گرافیک، فرم های به هم ریخته و متنوع، عکس های بدون کادر و بزرگ و سایر موارد اینچنین، همه و همه روزنامه را به یک روزنامه شاد که چارچوبهای معمول و خط کشی شده را پشت سر گذاشته تبدیل کرده است.</p>
<p>سوم – فرار از سیاست. روزنامه اخبار سیاسی دارد. به مسائل روز دنیای سیاست می پردازد. اما حداقل در ظاهر نشان می دهد که سیاست را در حاشیه برده و به زندگی و فرهنگ و شادی و جوانی بیشتر اهمیت میدهد. اساسا بخشی به نام «سیاست»، «اخبار داخلی» و یا بخشی با عناوین مشابه و رایج ندارد. صفحه مربوط به اخبار سیاسی اش«باشگاه خبر» نام دارد. صفحه اولش معمولا و برخلاف رویه حاکم بر سایر روزنامه ها، به سوژه هایی می پردازد که بیشتر مورد توجه مردم عامی هستند تا بزرگان و فعالان سیاسی. با وجود تمام مطالب فوق، و با وجود استانداردهای بالای این روزنامه در اجرا و درک صحیح از نیازمندی های جامعه و انتخاب سیاست های درست در قبال آن، اما نسبت به اهداف روزنامه و خطی که دنبال می کند نمی توان آسوده بود. به نظر نمی رسد که این روزنامه آمده باشد تا مرهمی بر روان ناراحت و خسته ایرانی، که بخصوص در دو سه سال گذشته فشارهای بسیاری را تحمل کرده است، باشد. بلکه شاید همه ی این اقداماتی که در بالا برخی از آنها اشاره شدند، به خدمت گرفته شده تا مخاطب بیشتری جذب روزنامه شوند و در یک حرکت غیر مستقیم، آرام و نا محسوس از طرفی پایه های فکری یک جریان سیاسی خاص در جامعه را سست کند و از طرفی پایه های فکری جریان نوپای دیگری را تقویت نماید. برای بررسی بیشتر موضوع دقت به تنها چند مورد از صفحات اول و دوم امروز (یکشنبه 8 خرداد 90) کفایت میکند؛ تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل:</p>
<p>اول – انتخاب تصویر کارتونی شخصیت های سریال پرمخاطب «مختارنامه» و «قهوه تلخ» در کنار یکدیگر و در صفحه نخست روزنامه جای بحث دارد. مختار یک شخصیت تاریخی است که در <a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/05/untitled.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-586" title="هفت صبح - 8 خرداد" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/05/untitled.jpg?w=300&#038;h=219" alt="" width="300" height="219" /></a>تاریخ تشیع و در زمان خود نقش مهمی را ایفا کرده و در سریالی که از رسانه رسمی نظام پخش می شود از او شخصیتی قهرمان، مدیر و بزرگ تصویر شده است. حال در این روزنامه به بهانه نظر سنجی ای که هفته پیش در خصوص میزان محبوبیت سریالها انجام داده است و در آن دو سریال قهوه تلخ و مختارنامه بالاترین امتیازها را آورده اند، چهره ی کارتونی مختار در کنار چهره ی کارتونی «پدر اتابک» در سریال طنز قهوه تلخ به گونه ای قرار گرفته است که آن شخصیتی که سریال سعی در ساختنش در ذهن مخاطب دارد را به خوبی خراب میکند. من نمیگویم که مثلا کارتون چهره مختار آسیبی به هویت تاریخی شیعه است و یا استدلالها و بزرگنمایی هایی از این دست ندارم. اما کاریکاتوری که از مختار چاپ شده است در ضمیر ناخودآگاه مخاطب در تضاد است با چهره ای که او با دیدن سریال از مختار در ذهن خود می سازد. و چاپ شدن این تصویر در کنار کاریکاتور شحصیت خیالی پدر اتابک به این مسئله دامن زده است. که البته این کار از زیرکی های رسانه ای خوبی نیز برخوردار است و راه دفاع را برای روزنامه باز گذاشته است. چراکه مخاطبین به این دو سریال با اختلاف کم بیشترین رای را داده اند و این تصاویر مربوط به گزارشی است که از این نظر سنجی ارائه شده است.</p>
<p>دوم &#8211; «فارسی وان؛ متهم تازه افزایش طلاق»، تیتری است پر معنی بر خبری بسیار کوتاه که حتی در آن خبر از مجموع خطوط خبر، تنها یک خط به «فارسی وان» تعلق داشته و سایر خطوط به آمارها و دلایل افزایش طلاق در ایران می پردازد. این تیتر، از لحاظ حرفه روزنامه نگاری و رسانه ایی انتخاب خوبی است. اگرچه در متن خبر آمارها و دلایل گوناگونی ذکر شده است، اما مطمئنا اعلام تماشای «فارسی وان» به عنوان یکی از دلایل افزایش طلاق در ایران، بیشترین توجه مخاطب را در مقایسه با سایر علل بررسی شده در متن خبر به خود جلب میکند. اما رسانه ایی که در انتخاب سیاست هایش تا این حد هوشمندی به خرج داده، و حتی در انتخاب یک تیتر خبری توانایی رسانه ای خود را به نمایش گذاشته، مطمئنا از تاثیر پنهان، غیر مستقیم و بسیار اثر گذار پیامهایی که به اشکال مختلف (نوشتار، تصویر و . . . ) به ضمیر ناخودآگاه مخاطب می تواند القا شوند آگاه است. و اتفاقا اصل مطلب هم همین است که روزنامه «هفت صبح» به خوبی با این نحوه پیام رسانی و اثر گذاری ینهان به خوبی آشنا است و آن را به کار میگیرد تا در جهتی کاملا مخالف آن چه که ظاهر پیام القا می کند اقدام نماید. تیتر «فارسی وان؛ متهم تازه افزایش طلاق» بیش از آنکه مخاطبین را متوجه خطری که خانواده ها را از هم پاشیده بکند، متوجه شبکه فارسی وان و در لایه بعدی متوجه شبکه ها و برنامه های مشابه آن، که احتمالا همگی مورد نقد جریان فکری نزدیک به نظام هم هستند، میکند. چراکه جمله دوم این تیتر یعنی «متهم تازه افزایش طلاق» چند نکته را به طور پنهان و غیر مستقیم القا میکند: اول اینکه آنچه در خصوص فارسی وان مطرح شده نظر روزنامه نیست. کسی آمده و اتهامی مطرح کرده است. دوم آنکه آنچه در مورد فارسی وان گفته شده است اثبات شده نیست. کسی دیگری آمده و چیزی را به فارسی وان نسبت داده اما معلوم هم نیست درست باشد. سوم، با آوردن کلمه «تازه» عملا از اهمیت این «اتهام» و شخص که آن را وارد دانسته، کاسته است.</p>
<p>سوم – مرور کلی تیترها و اخبار مندرج در صفحه 2 روزنامه که در آن به اخبار سیاسی روز پرداخته می شود نیز همین سیاست القای پیام به صورت پنهانی و درست بر عکس آنچه که ظاهر پیام است ادامه دارد. وسط صفحه متنی با تیتر «روایت مشایی از جادو و دیدار با مرتاض 400 ساله» آمده است که خبر مربوطه با اشاره به «جریان انحرافی» آغاز میشود. عنوانی که بیشتر مورد استفاده اصولگرایان مخالف احمدی نژاد و بخصوص رحیم مشایی است. اما متن خبر به بیان دفاعیات مشایی و استدلالات عامه پسندی پرداخته است که وی در برابر اتهامات وارده به خود مطرح نموده. دفاعی که رحیمی، معاون اول رئیس جمهور، از دولت داشته و در آن طرفهای مقابل دولت را افراد خطرناکی قلمداد کرده و جایگذاری این خبر در قسمتی از صفحه که اولین توجه ها را به خود جلب نماید و یا زیر سووال بردن ضمنی عدالت ائمه جمعه آن هم از زبان منتجب نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی که مورد حمله اصولگراها است، به گونه ای که هیچ اثر حقوقی و سیاسی علیه روزنامه نداشته باشد اما در عین حال تاثیر خود را بر مخاطب بگذارد، از جمله زیرکی ها و هوشمندی هایی است که این روزنامه به کار می برد. شاید مطرح شود که بر فرض صدق این مطالب چه ایرادی به روزنامه وارد است؟ این مواردی که ذکر شد همه از تخصص و حرفه ای بودن روزنامه خبر می دهد، پس چه جای اشکالی وجود دارد؟ در پاسخ باید گفت که نفاق، دو رویی و عدم صداقت در رفتار و کردار افرادی که در جامعه صدای آنها شنیده می شود بزرگترین خطری است که سلامت جامعه را تهدید می کند. روزنامه 7 صبح یا طرفدار مشایی هست یا نیست، در هر دو حالت ایرادی به آن وارد نیست. یا طرفدار فرهنگ غربی هست و یا نیست، باز هم در هر حالت ایرادی وجود ندارد و میتواند استدلال خود را در توجیه باور خود بیان دارد. اما وقتی خود را به گونه ای معرفی میکند تا بتواند از رهگذر تصویری که در ذهن مخاطب ایجاد کرده با او ارتباط برقرار کند، و بعد در عمل او را به سمت دیگری بکشاند این رفتاری صادقانه و اخلاقی نیست، اگرچه بسیار هوشمندانه و ظریف است. این همان سیاست و حیله ای است که داستان «<a title="اسب تروآ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%A8_%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A2" target="_blank">اسب تروآ </a>» به خوبی آن را باز می کند. آیا در مقابل چنین حیله ای، رفتار اخلاقی آن نیست که خیلی شفاف فرد بیاید عقاید خود را مطرح کرده و سپس به دفاع از آن بپردازد و در مقابل به مخاطب حق انتخاب دهد؟</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/582/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/582/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=582&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/05/29/7sobh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/05/7sobh.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">7sobh</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2011/05/untitled.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">هفت صبح - 8 خرداد</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>عکسهای امام</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/02/04/imam-pic/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/02/04/imam-pic/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Feb 2011 13:53:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[امام]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[دهه فجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=566</guid>
		<description><![CDATA[این هم یک سری از عکسهای امام که احتمالا کمتر دیده شده اند و به مناسبت دهه فجر گذاشتم اینجا<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=566&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://hamedzaker.wordpress.com/2011/02/04/imam-pic/#gallery-1-slideshow">برای دیدن نمایش پرده‌ای کلیک کنید.</a>
<p>این هم یک سری از عکسهای امام که احتمالا کمتر دیده شده اند و به مناسبت دهه فجر گذاشتم اینجا</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/566/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/566/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&amp;blog=4382249&amp;post=566&amp;subd=hamedzaker&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2011/02/04/imam-pic/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
