<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>من و تو</title>
	<atom:link href="http://hamedzaker.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://hamedzaker.wordpress.com</link>
	<description>گاه نوشتهای حامد ذاکر</description>
	<lastBuildDate>Wed, 25 Nov 2009 17:04:40 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<cloud domain='hamedzaker.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/893349f21885139e20de56c357217296?s=96&#038;d=http://s.wordpress.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>من و تو</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com</link>
	</image>
			<item>
		<title>آیت الله سید علی محمد دستغیب و مسجد آتشیها</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/25/dastgheit/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/25/dastgheit/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 16:33:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مسجد]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله دستغیب]]></category>
		<category><![CDATA[آتشیها]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[دستغیب]]></category>
		<category><![CDATA[شیراز]]></category>
		<category><![CDATA[شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[علی محمد]]></category>
		<category><![CDATA[علی اصغر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/25/%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%ba%db%8c%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d8%ac%d8%af-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[وصف آیت الله سید علی محمد دستغیب و مسجد آتشیهای شیراز را خیلی ها این روزها شنیده اند. مسجد آتشیها تنها کمتر از پنج دقیقه پیاده روی تا شاهچراغ فاصله دارد. اگر شیراز به شاهچراغ رفتی و وقت نماز شد، دیدن فضای عرفانی مسجد و طلبه های آقای دستغیب که دقایقی پیش از نماز گرد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=419&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><div id="attachment_423" class="wp-caption alignleft" style="width: 165px"><a href="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2009/11/dasti21.jpg"><img class="size-medium wp-image-423" title="dasti2" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2009/11/dasti21.jpg?w=155&#038;h=300" alt="" width="155" height="300" /></a><p class="wp-caption-text">آیت الله سید علی محمد دستغیب</p></div>
<p style="text-align:justify;">وصف آیت الله سید علی محمد دستغیب و مسجد آتشیهای شیراز را خیلی ها این روزها شنیده اند. مسجد آتشیها تنها کمتر از پنج دقیقه پیاده روی تا شاهچراغ فاصله دارد. اگر شیراز به شاهچراغ رفتی و وقت نماز شد، دیدن فضای عرفانی مسجد و طلبه های آقای دستغیب که دقایقی پیش از نماز گرد هم می آیند قابل توصیه است. مسجد آتشیها که نام دیگرش مسجد قبا است در کنار مسجد الرضا که نماز آن را آیت الله سید علی اصغر دستغیب (یا به قول شیرازی ها آسد علی اصغر که برادر آسد علی محمد است) میگزارد دو کانون اصلی تجمع انقلابیون پیش از انقلاب اسلامی بوده است. اگرچه با افزایش مساجد و پایگاه های مذهبی این دو مسجد دیگر به عنوان تنها کانونهای اصلی تجمع این افراد شناخته نمی شوند اما همچنان به عنوان دو مرکز مهم، به نام و اثر گذار در بین مردم شهر شهرت دارند. مردم استان فارس را در مجلس خبرگان همین دو برادر در کنار سه تن دیگر نمایندگی میکنند.</p>
<p style="text-align:justify;">سبک و سیاق درس، حوزه و زندگی آسید علی محمد دستغیب عرفانی است. وقتی که او را می بینی، یا به طلبه هایش توجه میکنی تلاش و جهد آنان در تهذیب نفس و پیمودن مسیر دشوار عرفان بیش از همه توجه¬ات را جلب میکند. شاید به همین دلیل است که وقتی در جمع طلبه هایش</p>
<p style="text-align:justify;">نشستی یه جورایی تحت تاثیر جو معنوی آنها قرار میگیری. به چهره هایشان که مینگری، روابطشان را که می¬بینی، رفتارشان را که زیر نظر داری به حال و هوای معنوی و خوشی که دارند غبطه می¬خوری. اما در کنار این چهره عرفانی، آقای دستغیب چهره اجتماعی و حساس به امور کشوری هم دارند. ایشان از جنس آن دسته عرفایی نیستند که اگر کنارشان مسئله اجتماعی روی داد با بی توجهی عبور کنند. بودن با خدا به انسان شجاعت وصف ناشدنی می¬دهد. آیت الله دستغیب در طول حیات خود و در سه مقطع بحرانی، حساس و خطرناک سه بار و به دفاع از سه نام در حالی برخاسته اند که اساسا نام بردن از هر یک از آن سه در آن مقاطع جرم محسوب میشد.</p>
<p style="text-align:justify;">یکبار پس از فوت آیت الله مرعشی نجفی وقتی تلاشهایی برای اعلام مرجعیت امام خمینی آغاز شده بود و در زمانی که حتی جاری شدن لفظ «خمینی» بر زبان جرم محسوب میشد و از امام با لفظ «آقا» یاد میکردند، آیت الله دستغیب به دفاع همه جانبه از امام بر میخیزد و به صراحت و شجاعت از او نام میبرد و مرجعیتش را اعلام میکند. چندی بعد دکتر شریعتی به طور مشکوکی وفات میکند. باز ذکر نام شریعتی جرم میشود و برگزاری هرگونه مراسمی برای او با برخورد نیروهای امنیتی رژیم سابق رو به رو میشود. اما این مسجد آتشیها هست که برای اولین بار در شیراز جرات برپایی مراسمی به یاد شریعتی پیدا میکند. مراسمی که به تظاهرات و اعتراضات بعدی علیه رژیم منجر میشود. و بار آخر هم پس از انتخابات اخیر است که آیت الله دستغیب به آنچه پس از انتخابات روی داده است و خصوصا به خشونتهای صورت پذیرفته اعتراض میکند.<br />
دقیق نمیدانم که در بارهای پیشین چه بر سر ایشان و طلبه هایشان آمد اما وقتی اینبار زبان اعتراض آقای دستغیب باز میشود عده ایی تلاش میکنند تا او را از مجلس خبرگان اخراج کنند. ظاهرا در شیراز و خصوصا در نماز جمعه علیه او شعار داده میشود. شعارهایی که بر دیوار کوچه منتهی به مسجد آتشیها هم جا انداخته است. چندی پیش که شیراز بودم نوشته ایی در دفاع از ایشان را خواندم که در آن حتی به دفاع از سید بودن آیت الله، رابطه فامیلی او با شهید دستغیب و اجتهاد ایشان پرداخته بود. نمی¬دانم مگر متعصبین بی خرد چه تهمت و جسارتی روا داشته اند که نوشتن چنین دفاعیه ای را موجب شده بودند.<br />
از یکی از طلابشان پرسیدم بعد از قضایای اخیر آیا سختی ای هم بر حوزه و طلبه های ایشان روا داشته اند؟ گفت از متصدیان مساجد شیراز خواسته اند که از روحانی و امام جماعت مسجدشان بخواهند که از حوزه علمیه ایی که در آن درس خوانده اند نامه بیاورند. و اگر معلوم شود که فلان امام جماعت در حوزه آقای دستغیب درس خوانده است از نماز او جلوگیری میکنند!<br />
فکر نمیکنم روزی که انقلاب کردیم، قرارمان این بود که با روحانیت و حوزه علمیه در جمهوری اسلامی چنین برخوردی شود.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/419/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/419/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/419/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/419/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/419/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/419/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/419/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/419/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/419/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/419/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=419&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/25/dastgheit/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2009/11/dasti21.jpg?w=155" medium="image">
			<media:title type="html">dasti2</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فرهنگ قلدری (1):   همه چیزمان باید به هم بیاید!</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/18/gholdori1/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/18/gholdori1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 08:59:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[قلدری]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[بانک]]></category>
		<category><![CDATA[تاکسی]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=412</guid>
		<description><![CDATA[صحنه اول
در بیمه آسیا منتظرم تا کارهای مربوطه انجام شود و خسارت کامیونی که به من زده است را بگیرم. (انصافا خدمات و برخورد کارمندان بیمه آسیا نامناسب بود). یکدفعه صدای داد و فریاد است که بالا میرود. مردی که رگ گردنش بیرون زده و چهره اش برافروخته اعتراض میکند که چرا از پرداخت خسارت [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=412&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p><span style="text-decoration:underline;">صحنه اول</span><br />
در بیمه آسیا منتظرم تا کارهای مربوطه انجام شود و خسارت کامیونی که به من زده است را بگیرم. (انصافا خدمات و برخورد کارمندان بیمه آسیا نامناسب بود). یکدفعه صدای داد و فریاد است که بالا میرود. مردی که رگ گردنش بیرون زده و چهره اش برافروخته اعتراض میکند که چرا از پرداخت خسارت به او سر باز میزنند. فریاد میکشد که اگر مدت زمان بیمه فرد مقصر پایان یافته چرا روز گذشته پرونده او تشکیل شده و از او رضایت گرفته اند اما حالا که مقصر مدارک خودش را گرفته و رفته میگویند که مدت زمان بیمه مقصر تمام شده بود و آنها قادر به پرداخت خسارت نیستند؟<br />
مسوولین بیمه اصرار شدید می کنند که به هیچ وجه کاری نمی توانند کنند و او باید به مدیریت فلان بخش در جای دیگری از شهر رجوع کند. فریادهای فرد شاکی ادامه پیدا میکند. همه دست از کار کشیده اند. اصلا با آن داد و هوارها نمیشد کار کرد. چند دقیقه بعد مسولین بیمه موافقت میکنند که خسارت او را پرداخت کنند.</p>
<p><span style="text-decoration:underline;">صحنه دو<br />
</span>درب بانک ملی را باز میکنم و وارد میشوم. به محض ورود داد و فریادهایی از گوشه بانک توجهم را جلب میکند. سر می چرخانم. مرد میان سالی است که چیزی را دائم بر میز میکوبد. با صدایی که لحظه به لحظه بلندتر میشود با کارمند بانک در نهایت بی ادبی و توهین صحبت میکند. کارمند هم در مقابل پاسخ او را میدهد. چیزی طول نمیکشد که صدای فرد آنچنان بلند میشود که آدمی را انگشت به دهن نگه میدارد که چنین صدای بلندی چطور میتواند از حنجره کسی بیرون آید؟! فحش و توهین هم که چاشنی جدا نشدنی حرفهای فرد بود. کارمند مونث بانک با دیدن این صحنه خیلی زود قالب تهی کرده و گریه کنان به گوشه ایی میرود. فرد شاکی همه دادش اینست که چرا پول نقدی که طلب کرده است را نمیدهند. کارمند بانک جواب میداد که این مقدار پول نقد موجود نیست. کار به جایی رسید که رئیس بانک زنگ زد به پلیس 110. پلیس آمد و فرد را به گوشه ایی کشاند. رفتم پشت سرش ایستادم تا ببینم او با ظاهر جا افتاده ای که داشت چطور به خودش اجازه داده است که چنین برخورد زننده ای داشته باشد. خوب اگر بانک پول داشته باشد که میداد. این همه داد و فریاد برای چه بود؟<br />
پلیس خطاب به رئیس بانک میگوید اگر میخواهی شکایت کنی فرد عصبانی را به کلانتری میبرد و کسی هم باید از جانب بانک با او بیاید. فرد استقبال میکند و میگوید به کلانتری برویم تا نشان دهم کی پول ندارد. رئیس از شکایت میگذرد و پلیس میرود. فرد اگرچه همچنان با صدای رسایی اعتراضات خود را ادامه میدهد اما روی صندلی نشسته و کمی آرامتر به نظر میرسد. دقایقی بعد از پشت همان باجه ایی که مسوول آن از دادن پول خود داری کرده بود، همان مبلغ پولی که فرد درخواست کرده بود را می آورند و به او می دهند و می رود.</p>
<p><span style="text-decoration:underline;">صحنه سه</span><br />
سوار تاکسی میشوم. به محض پر شدن ماشین و راه افتادن، راننده با لحن نه چندان مناسبی میگوید که کرایه مسیر 700 تومان است. کرایه مسیر بیش از 550 تومان نبود. کسی اعترض میکند. راننده با عصبانیت و به صورت توهین آمیزی میگوید که ترافیک است و از کوچه پس کوچه باید بروم و توجیهاتی از این دست. تا رسیدن به مقصد همین جر و بحث ها ادامه داشت. کسی از کرایه 700 تومانی رضایت نداشت اما 150 تومان هم ارزش توهین های راننده را نداشت. آخر این راننده مودب ما بود که 700 تومان را گرفت!</p>
<p><span id="more-412"></span><span style="text-decoration:underline;">صحنه چهار<br />
</span>طبق عادت روزانه به گوگل ریدر سری میزنم تا اخبار و آخرین مطالب سایتهای مورد علاقه ام را نگاهی اندازم. تیتری که از حضور برنامه ریزی نشده احمدی نژاد در مجلس خبر میداد توجهم را جلب کرد. خبر را باز کردم. نوشته بود احمدی نژاد که از بررسی ادغام لایحه هدفمند سازی یارانه با بودجه سالانه کشور و نیز مخالفت با تشکیل صندوق پیشنهادی این لایحه شکایت داشته است سر زده به مجلس رفته و درخواست وقت برای سخنرانی داشته است. طبق قانون نماینده دولت در 5 دقیقه میتواند صحبت کند و اگر رئیس دولت و یا هر فرد دیگری بیش از این زمان بخواهد صحبت کند باید با این سخنرانی با قرار و اعلام قبلی صورت پذیرد نه اینکه وسط جلسه که موضوع آن از قبل اعلام شده دستور کار جلسه نمایندگان مردم به خاطر یک نفر به هم خورد. آقای لاریجانی به او ایراد میگیرد که نمیتواند صحبت کند اما احمدی نژاد پافشاری میکند. لاریجانی میپرسد که آیا مایل است که از وقت قانونی 5 دقیقه ایی دولت استفاده کند؟ که ظاهرا در اینجا و به گزارشی که خواندم برخورد لفظی بین احمدی نژاد و لاریجانی شکل میگیرد. نهایتا این احمدی نژاد است که در میان اعتراض جمعی از نمایندگان (آنگونه که صدا و سیما پخش کرد) و به منظور تحت تاثیر قرار دادن نمایندگان پشت تریبون میرود و حرف میزند.</p>
<p><span style="text-decoration:underline;">صحنه پنج</span><br />
صبح زود با صدای تلفن از خواب بیدار میشوم. گوشی را بر میدارم. یکی از همکارانم در دانشکده است. مطلبی را به شکل نا مناسبی از من میخواهد و من توضیحات لازم را به او میدهم. اما نمیدانم چرا تصور میکند که توضیحاتم عمدا اشتباه است و به خود اجازه میدهد که از لفظ بی ادبانه ایی استفاده کند. کار به اینجا که میرسد بلافاصله گوشی را قطع میکنم. چند ساعت بعد برای گرفتن وقت از رئیس دانشکده به اتاقش میروم. خانم منشی با دیدن من بلافاصله با لحن تندی شروع به صحبت میکند که چرا به فلانی اینطوری حرف زدی و گوشی را قطع کرده ای. از اینکه خبر این تلفن به گوش او رسیده جا میخورم. نه صحبتهای تلفنی ما مسئله مهمی بود و نه اصلا موضوع به خانم منشی ارتباط داشت. منشی همچنان به تحقیر کردن ها و توهین هایش ادامه میدهد و میگوید که موضوع را به رئیس دانشکده هم گفته و رئیس هم خیلی از من عصبانی شده و گفته فلانی نباید این کار را میکرده. به شدت جا میخورم. از اینکه موضوع به این سادگی به گوش فرد سومی مثل منشی رسیده، بعد هم به گوش رئیس دانشکده رسیده، بعد هم بدون اینکه من حضور داشته باشم در مورد من قضاوت شده و حالا هم چنین موضوع ساده ای من را مستحق شنیدن این برخورد زننده منشی میکند هاج و واج مانده ام. از او میپرسم که چرا موضوع را به رئیس گفته و اصلا چرا رئیس یک دانشکده باید از یک موضوع ساده که بین دو همکار پیش آمده باید با خبر باشد میگوید: به تو ربطی ندارد. صلاح دونستم بگم پس گفتم. تازه اگر از همکاران دانشکده نبودی و دانشجو بودی خودم میدونستم چطوری حسابت رو برسم و . . .</p>
<p>منشی حرفها و تحقیرهایش را ادامه میدهد و من هم به این فکر رفتم که <strong>همه چیزمان باید به هم بیاید!</strong> وقتی در بهترین دانشگاه این مملکت چنین میبینی، وقتی که رئیس جمهور ما از همین فرهنگ قلدری استفاده میکند تا به اهداف خود رسد، به کار بردن این فرهنگ در صف نان و بانک و تاکسی و در سطح شهر که جای خود دارد.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/412/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/412/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/412/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/412/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/412/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/412/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/412/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/412/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/412/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/412/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=412&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/18/gholdori1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خاله هم رفت</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/15/shes_gon/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/15/shes_gon/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 20:55:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[فمنیست]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[خاله]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/15/%d8%ae%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%87%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[خاله خوب و مهربانم ما را ترک کرد و به دیار حق شتافت. از بین خاله ها و دایی ها او را از همه کمتر دیده بودم. چنگال سخت سنتهای مرد سالارانه ایرانی او را از همه جدا کرده بود. بارها در حیاتش به این فکر بودم اگر فمینستی بخواهد از سختی نگاه سنتهای غلط [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=408&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>خاله خوب و مهربانم ما را ترک کرد و به دیار حق شتافت. از بین خاله ها و دایی ها او را از همه کمتر دیده بودم. چنگال سخت سنتهای مرد سالارانه ایرانی او را از همه جدا کرده بود. بارها در حیاتش به این فکر بودم اگر فمینستی بخواهد از سختی نگاه سنتهای غلط بر زنان ایران داستانی گوید یا فیلمی سازد شاید یکی از بهترین نمونه هایی که پیدا میکرد خاله ام بود. اگرچه در مجموع دل در گرو سنتها بیشتر دارم تا دستاوردهای پر زرق و برق و فریبنده ی دنیای مدرن، اما نباید از سنتهای غیر عقلانی که به جای راه گشایی زندگی آدمیان، وزنه ای میشوند بر پای آرامش و سعادت بشر بی تفاوت گذشت.</p>
<p>ساعاتی پیش از مرگش بود که بر بالینش حاضر شدم. اگر در خانه یشان نبود امکان نداشت بشناسمش. بیماری بدجوری بر تن صبورش اثر گذاشته بود. اولین تجربه حضورم بر بالین یک محتضر بود. به نیتش تفألی به قرآن زدم. آیه 52 سوره مهربانی ها، سوره مریم آمد. با این آیه مطمئن شدم که خاله رفتنی است. اما هر اضطراب و دلواپسی که نسبت به سرانجام او داشتم از بین رفت. آنقدر آیه مرا به فکر واداشت که حس جدیدی از مرگ را برایم به ارمغان آورد. حس شگفتی که برای بار نخست به فردی که آستانه مرگ بود غبطه خوردم و یه جورایی دوست داشتم من جای او بودم. خوشحالم که خاله، به ساحل امن رسید. خدایش بیامرزاد. </p>
<p>در همین رابطه: <a href="http://hamedzaker.wordpress.com/2008/09/22/margozendegi/">شگفتی خلقت</a></p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/408/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/408/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/408/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=408&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/11/15/shes_gon/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پول زور</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/27/poole_zoor/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/27/poole_zoor/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 20:15:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/27/%d9%be%d9%88%d9%84-%d8%b2%d9%88%d8%b1/</guid>
		<description><![CDATA[در لندن بارها شده بود که به این فکر کنم در بریتانیا تنها مانده برای نفس کشیدن هم پول بگیرند. برای هر قدمی که بر میداری به هزار بهونه ازت پول میگیرند. ایران که برگشتم این احساس بر طرف نشد که هیچ احساس اینکه این پول رو تنها با قلدری و زور دارند از من [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=404&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>در لندن بارها شده بود که به این فکر کنم در بریتانیا تنها مانده برای نفس کشیدن هم پول بگیرند. برای هر قدمی که بر میداری به هزار بهونه ازت پول میگیرند. ایران که برگشتم این احساس بر طرف نشد که هیچ احساس اینکه این پول رو تنها با قلدری و زور دارند از من میگیرند هم اضافه شد.<br />
صبح خیلی زود وقتی هنوز پرنده ایی در خیابانهای تهران پریدنش رو آغاز نکرده بود وسط یک خیابان خلوت و در حالی که به آهستگی رانندگی میکردم یکدفعه پلیسی می¬پره وسط خیابان و اشاره میکنه که نگه دارم. منم هرچی دارم به مخم فشار میارم که چه کرده ام هیج فایده ایی نداره. اصل اینکه الان میتونه از یک جریمه ساده گرفته تا اینکه با خواباندن ماشینم روبه رو بشم برایم مهم نبود. واقعا یک معمای خنده دار برایم پیش آمده بود و دلم میخواست زودتر بفهمم که با چه بهانه ی احتمالی میتواند از من خواسته باشد که بیایستم.<br />
شیشه را پایین میکشم. سلام و علیکی و بعد میپرسم چه شده؟ میگه کمربند نبستی! میگم آخه از کی تا حالا در همچین خیابانی هم برای کمربند نبستند جریمه می کنند. پلیس تنها و آن هم گاهی در اتوبانها چنین میکند. تا به حال نشنیده ام در خیابانی معمولی به خاطر کمربند جریمه کنند. آن هم همچین موقع روز. به ماشینهای دیگر اشاره میکنم و میگم نشونم بده کی کمربندش رو بسته؟!<br />
طرف با صدایی که گویی احساس شرمندگی داره و با اشاره به دفترچه جریمه میگه آره، ولی به من گفتن که این دفترچه رو امروز باید تمام کنم و اگر از الان ننویسم نمی توانم این دفترچه را تمام کنم!!</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/404/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/404/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/404/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/404/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/404/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/404/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/404/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/404/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/404/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/404/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=404&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/27/poole_zoor/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مدیریت جامعه و مسئله «جند الله»:</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/22/jondollah/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/22/jondollah/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 05:27:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=398</guid>
		<description><![CDATA[زمانی که جنگ عراق آغاز شده بود ایام دانشجویی را در لندن سپری می کردم. سیری که رسانه های بریتانیایی از پیش از آغاز جنگ تا ماه ها پس از آن دنبال می کردند بسیار جالب بود و نشان از یک سیاست و مدیریت درست در راستای اهداف دولت بریتانیا داشت. زمانی که کشوری آماده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=398&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p dir="rtl">زمانی که جنگ عراق آغاز شده بود ایام دانشجویی را در لندن سپری می کردم. سیری که رسانه های بریتانیایی از پیش از آغاز جنگ تا ماه ها پس از آن دنبال می کردند بسیار جالب بود و نشان از یک سیاست و مدیریت درست در راستای اهداف دولت بریتانیا داشت. زمانی که کشوری آماده جنگ می شود، افکار عمومی آن کشور باید با این جنگ همراهی کنند. آماده سازی افکار عمومی هم بی شک بر عهده رسانه هاست. آن زمان همه جراید و رسانه های تصویری یک صدا در همراه کردند مردم نقش ایفا کردند. اما باگذشت شش ماه از آغاز جنگ حدود نیمی از این جراید شروع به چاپ مقالاتی در مخالفت با جنگ و یا مثلا دروغی خواندن مدارکی نمودند که آمریکا و بریتانیا با استناد به آنها جنگ را آغاز کرده بودند.</p>
<p dir="rtl">آب از آب تکان نخورد! منتقدین هر روز مطلب می نوشتند. مطمئنا این منتقدین از همان ابتدا هم با جنگ مخالف بودند. اینگونه نبود که شش ماه پیش بدون استثنا همه با جنگ موافق بوده باشند و یکباره برخی مخالف شوند. اما دولت بریتانیا آموخته است که با چه سیاستی جامعه را مدیریت کند و با نخبگانش  تعامل داشته باشد که کمترین هزینه را دهد. چیزی که ایران هیچ گاه نیاموخت!</p>
<p dir="rtl">مثلا تجمع عده محدودی زیر 500 نفر چگونه تبدیل به حادثه کوی دانشگاه شد. کنترل مطبوعات در ایران را با کنترل مطبوعات در بریتانیا مقایسه کنید. ببینید هر بار با تعطیلی یک روزنامه چه سر و صدایی علیه دولت و حکومت به راه می افتد. یکی دیگر از بزرگترین اشتباهات مدیریتی در ایران همین مسئله تعامل با گروه «جند الله» است. مطمئنا راهی که این گروه برای رسیدن به خواسته هایش میرود صد در صد اشتباه است و کسی به حمایت از آنها بر نخاسته است. اما مسئله نوع تعامل با چنین فتنه ای است. یک راه آن بود که چشم های خود را ببندیم و بگویم این گروه مخالف ما است و برای مخالفت خود اسلحه به دست گرفته است پس باید به سخت ترین شکل نابود شده و پرونده اش بسته شود. راه دیگر آن بود که در قدم اول ببینیم که این گروه چه می گوید و چه می خواهد؟ اگر چه خواسته اش را به بدترین شکل دنبال می کند اما آیا اصل خواسته اش درست است و یا زیاده خواهی میکند؟</p>
<p dir="rtl">شاید با یک مدیریت درست و از همان آغاز فعالیت این گروه، حکومت میتوانست آنان را تشویق کند که اسلحه یشان را زمین بگذارند. در این حالت نه تنها کسی ایراد نمیگرفت که چرا با یک گروه مسلح مصالحه کرده اید بلکه این مدیریت موفق مورد ستایش قرار میگرفت. جند الله را میشد مدیریت کرد. آنها بارها رسما اعلام کرده اند که جدایی طلب نیستند و تنها خواهان اصلاح وضعیت مردم سیستان اند. این نکته بسیار مهمی است. تا کنون کسی که اسلحه بدست میگرفت یا خواهان جدایی از ایران بوده و یا خواهان نابودی جمهوری اسلامی. شاید با چنین گروه هایی چاره ایی جز عکس العمل نظامی شدید نباشد اما جند الله را می شد کنترل کرد. جند الله خواهان جدایی نبوده و نیست. پس خود را ایرانی میداند. سیستان را جزء ایران میداند. با جمهوری اسلامی هم مشکلی ندارد و خواهان براندازی آن نیست. اگرچه به نظر می رسد که این گروه از افراد جوان بسیار خامی تشکیل شده باشد و برای خواسته های خود بی منطق ترین راه ممکت را پیش گرفته اند اما آنها هم برای خود منطق حداقلی داشتند.</p>
<p dir="rtl"> همان چند سال پیش که دو سه خبرنگار را به گروگان گرفته بودند یکی از رادیوهای فارسی زبان خارج از کشور با آنها تماس تلفنی برقرار کرد. با ریگی صحبت کرد. در این تماس تلفنی ریگی قول داد که برای نشان دادن حسن نیتش این خبرنگاران را آزاد کند. فردایش این اتفاق افتاد (درست خاطرم نیست که آیا همه را فردای آن روز آزاد کرد و یا یک نفر از گروگان ها را). اما این رویداد نشان میدهد که جند الله مدیریت پذیر است و مانند منافقین نبودند که چاره ایی جز اشد برخورد با آنها وجود نداشته باشد.</p>
<p dir="rtl">جند الله با کشتن فرماندهان ارشد سپاه اشتباه بزرگی کرد. مسولان امنیتی کشور از این پس و به ناچار وارد دور جدیدی از مقابله و مبارزه خود با جند الله میشوند. وقتی که مسئول امنیتی کشوری را میکشی یعنی اعلان جنگ و باید منتظر شدید ترین برخوردها هم باشی. کشته شدن این فرماندهان هزینه کوچکی نیست که ایران داده است. کشته شدن سران قبایل هم نفرت مردمی علیه جند الله را می افزاید. این هم هزینه ایست که مردم سیستان داده اند. همه این هزینه ها میشود برخورد شدیدتری که گروه جندالله باید در انتظار آن بنشیند.  اما نکته آنست که بسیار پیش از اینکه کار به اینجا رسد و طرفین دچار چنین هزینه هایی شوند میشد و باید جند الله را مدیریت کرد.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/398/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/398/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/398/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/398/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/398/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/398/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/398/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/398/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/398/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/398/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=398&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/22/jondollah/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شهادت خدمتگزاران گرامی</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/21/shahadat_sis/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/21/shahadat_sis/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 07:00:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[جند الله]]></category>
		<category><![CDATA[ریگی]]></category>
		<category><![CDATA[سیستان]]></category>
		<category><![CDATA[شهادت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=394</guid>
		<description><![CDATA[حادثه انفجار بمب در سیستان حادثه تلخی بود که پیش از این باید مدیریت می شد. شهادت مردان راستین عرصه خدمتگزاری گرامی باد.
       <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=394&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p dir="rtl">حادثه انفجار بمب در سیستان حادثه تلخی بود که پیش از این باید مدیریت می شد. شهادت مردان راستین عرصه خدمتگزاری گرامی باد.</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/394/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/394/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/394/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=394&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/21/shahadat_sis/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نقدی و فرماندهی بسیج</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/10/naghdi/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/10/naghdi/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 18:54:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رضا نقدی]]></category>
		<category><![CDATA[بسیج]]></category>
		<category><![CDATA[سردار نقدی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=390</guid>
		<description><![CDATA[هفته پیش سردار نقدی جانشین آقای طائب در فرماندهی بسیج شد. آنطوری که اعلام شد آقای نقدی به جرم شکنجه شهرداران تهران به شش ماه حبس قطعی از سوی قوه قضاییه همین مملکت محکوم شده بود. اگر این خبر درست باشد چند سوال پیش می آید:
1- اجرای این حکم چه شد؟ مگر نه اینست که [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=390&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p dir="rtl">هفته پیش سردار نقدی جانشین آقای طائب در فرماندهی بسیج شد. آنطوری که اعلام شد آقای نقدی به جرم شکنجه شهرداران تهران به شش ماه حبس قطعی از سوی قوه قضاییه همین مملکت محکوم شده بود. اگر این خبر درست باشد چند سوال پیش می آید:</p>
<p dir="rtl">1- اجرای این حکم چه شد؟ مگر نه اینست که عدالت در رفتار و عمل عادلانه است و تنها جوهری سیاه بر کاغذ نیست؟</p>
<p dir="rtl">2- فردی محکوم است و مجرم. یا در حق او از سوی قوه قضاییه اجحاف و ظلم شده است و یا این قوه در محکومیت وی به درستی عمل کرده است. اگر اشتباه کرده پس چرا حکم خود را پس نگرفته و از آبروی مسلمانی حفاظت نکرده؟ اگر درست بوده و جرمی توسط نقدی صورت پذیرفته پس چرا یک فرد مجرم در مقام هدایت تشکل بزرگی مانند بسیج قرار میگیرد؟ تشکلی که هم خود باید ارزشی باشد و هم حافظ ارزش های انقلابی؛ اما اکنون بسیجیان باید گوش به فرمان فردی که از قوه قضاییه مملکت اسلامی ما مجرم شناخته میشود، باشند!</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/390/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/390/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/390/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/390/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/390/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/390/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/390/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/390/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/390/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/390/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=390&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/10/10/naghdi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>باز هم بی بی سی</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/30/bbc2/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/30/bbc2/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 20:48:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[مبین]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس]]></category>
		<category><![CDATA[مجلس شورای اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد کمالی]]></category>
		<category><![CDATA[مخابرات]]></category>
		<category><![CDATA[کنسرسیوم مبین]]></category>
		<category><![CDATA[گزینه 2]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[بیت رهبری]]></category>
		<category><![CDATA[سهام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=382</guid>
		<description><![CDATA[1- دیروز که بی بی سی از واگذاری سهام شرکت مخابرات خبر می­داد اعلام کرد که برنده مناقصه، کنسروسیومی از سپاه و شرکتی وابسته به نهاد رهبری است. این خبر تکذیب نشد. اما امروز وقتی بی بی سی از اعتراضات به فروش سهام مخابرات به این کنسرسیوم که در مجلس پیش آمده بود خبر می [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=382&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p dir="rtl"><strong>1- دیروز که بی بی سی از واگذاری سهام شرکت مخابرات خبر می­داد اعلام کرد که برنده مناقصه، کنسروسیومی از سپاه و شرکتی وابسته به نهاد رهبری است. این خبر تکذیب نشد. اما امروز وقتی بی بی سی از اعتراضات به فروش سهام مخابرات به این کنسرسیوم که در مجلس پیش آمده بود خبر می داد از چنین لفظی استفاده کرد: «کنسرسیومی از سپاه و یک نهاد عمومی دیگر»! اگر همانطور که دیروز بی بی سی اعلام کرده بود این «نهاد عمومی» همان بیت رهبری است پس چرا امروز از به کار بردن نام آن خود داری کرد؟ اگر بیت رهبری نبوده پس چرا نگفت این نهاد عمومی کجاست؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong><em>نمی دانم چرا خود به خود یاد روزهایی افتادم که در بین مردم پیچیده بود بی بی سی با حکومت ایران رابطه دارد و یکباره خط سیاسی که روزهای اول پس از انتخابات را دنبال می کرد تغییر داده است.</em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>2- برنامه گزینه 2 راجع به مسائل هسته ایی ایران بود و نگرانی هایی که دنیا اخیرا از راه اندازی تشکیلاتی دیگر نزدیک به قم دارد. یکی از میهمانان برنامه محمد کمالی بود. باید بگویم که اطلاعاتش، استدلالاتش و دفاعی که از حق ایران و عملکرد ایران در این خصوص انجام داد دقیق و مناسب بود. فکر می کنم مسوولین سیاسی ما از دیدن چنین مدافع جوانی در بریتانیا کلی به خود بالیده باشند.</strong><strong></strong></p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/382/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/382/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/382/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/382/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/382/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/382/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/382/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/382/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/382/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/382/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=382&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/30/bbc2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مهاجرت</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/26/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/26/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 11:16:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/26/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa/</guid>
		<description><![CDATA[اگر نسل پدر و مادر بزرگ های ما فرزندان خود را به جبهه می فرستادند تا از کشور دفاع کنند و آینده ایی بهتر برای آن بسازند، امروز پدران و مادران ما فرزندان خود را به خارج میفرستند تا از فضایی که در کشور ساخته شده خارج شوند و راه پیشرفت خود را بیابند!
  [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=377&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>اگر نسل پدر و مادر بزرگ های ما فرزندان خود را به جبهه می فرستادند تا از کشور دفاع کنند و آینده ایی بهتر برای آن بسازند، امروز پدران و مادران ما فرزندان خود را به خارج میفرستند تا از فضایی که در کشور ساخته شده خارج شوند و راه پیشرفت خود را بیابند!</p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/377/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/377/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/377/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/377/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/377/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/377/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/377/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/377/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/377/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/377/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=377&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/26/%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بی بی سی، جنگ تحمیلی و مسئله بی طرفی!</title>
		<link>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/23/bbc_jang/</link>
		<comments>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/23/bbc_jang/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 11:55:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ZIG</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهدین خلق]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود بهنود]]></category>
		<category><![CDATA[ژیار گل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بنی صدر]]></category>
		<category><![CDATA[بهنود]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حرب]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[خوزستان]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[عراق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hamedzaker.wordpress.com/?p=370</guid>
		<description><![CDATA[وقتی آقای خاتمی به لندن آمده بود شبی در چتم هاوس سخنرانی داشت. مقابل درب محل سخنرانی حدود 50-60 نفر (که عمدتا یا از اعضای مجاهدین خلق و یا از جدایی طلبان عرب (خوزستان) بودند) جمع شده بودند و علیه جمهوری اسلامی و شخص خاتمی شعار میدادند. سخنرانی خاتمی حاوی نکات مهمی بود. پس از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=370&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p style="text-align:justify;">وقتی آقای خاتمی به لندن آمده بود شبی در <a href="http://www.chathamhouse.org.uk">چتم هاوس </a>سخنرانی داشت. مقابل درب محل سخنرانی حدود 50-60 نفر (که عمدتا یا از اعضای مجاهدین خلق و یا از جدایی طلبان عرب (خوزستان) بودند) جمع شده بودند و علیه جمهوری اسلامی و شخص خاتمی شعار میدادند. سخنرانی خاتمی حاوی نکات مهمی بود. پس از سخنرانی نیز به پرسش حضار که اغلب از چهره های مطرح سیاسی، دانشگاهی و یا رسانه ایی بریتانیا بودند پاسخ داد. فردای آن روز سایت بی بی سی فارسی گزارشی از این نشست ارائه داد. در این گزارش که حدود 3 صفحه درازا داشت در یک پاراگراف به سخنرانی خاتمی اشاره شده بود و مابقی گزارش به تجمع مخالفین مقابل چتم هاس پرداخته بود.</p>
<p style="text-align:justify;"><img class="alignleft" title="BBC Persian" src="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2009/09/vlcsnap-221093222.png?w=296&#038;h=232" alt="BBC Persian" width="296" height="232" /> چند روز بعد وقتی برای سخنرانی خاتمی به مسجد شرق لندن رفته بودم <a href="www.masoudbehnoud.com/">آقای بهنود </a>را دیدم. به او راجع به این موضوع گفتم و او نیز از این قضیه ابراز شگفتی و ناراحتی کرد. البته ظاهرا با تذکر وی بی بی سی با تغییراتی گزارش کاملتری از سخنرانی خاتمی ارائه داده بود. اما برای خبرگزاری حرفه ای مانند بی بی سی که شعار اصلی خود را حفظ بی طرفی اعلام میکند گزارشاتی از این دست که نشان از احساسات شدید و عدم حفظ بی طرفی گزارش دهنده دارد نا امید کننده است.</p>
<p style="text-align:justify;"> دیشب نیز تلویزیون فارسی بی بی سی به مناسبت آغاز جنگ ایران و عراق به پخش گزارشی اقدام کرد که ظاهرا کامل این گزارش را در برنامه 60 دقیقه امشب پخش خواهد کرد. این گزارش توسط ژیار گل تهیه شده است و باز از جنس همان گزارشاتی است که هر بیننده ایی بدون آشنایی چندان با رسانه و ادبیات مورد استفاده در آن به راحتی از موضع گیری و احساسات شدید تهیه کننده اش آگاه میشود. گزارشی کاملا یک سویه که در آن تنها از افراد خاصی پرسش میشود تا مقصود تهیه کننده تامین شود. ژیار گل از یک مسوول استخبارات عراق میپرسد که چرا جنگ آغاز شد؟ بی آنکه از یک طرف ایرانی هم همین سوال را بپرسد!!! به سراغ یک اسیر ایرانی که اکنون در کانادا پناهندگی گرفته است میرود و او از بی هدف بودن جنگ سخن میگوید و اینکه در زمان نبرد نمیدانسته که چرا باید بجنگد بی آنکه سراغ یکی از آن رزمنده هایی برود که برای نبرد خود دلایل محکمی دارد و یا از مادری که سه &#8211; چهار فرزند خود را در این جنگ از دست داده اما با افتخار از آنها یاد میکند و میگوید اگر باز فرزندی میداشت آرزو میکرد که او هم به جنگ برود. آقای گل از بنی صدر میپرسد چه شد از فرماندهی کل قوا کنار گذاشته شد بی آنکه از کسانی که او را کنار گذاشته اند نیز همین سووال را بپرسد. اگرچه ژیار گل برای مستند نشان دادن حرفهای خود تکه هایی از فیلمهای قدیمی مربوط به آن دوران را پخش میکند اما چیدمان این تکه ها و ندادن حق دفاع به طرف های ایرانی به گونه ایست که این حس در مخاطب ایجاد میشود که وی تمام تلاش خود را به کار بسته تا به هر طریقی حرف خود را به کرسی نشاند و این با کار حرفه ای که بی بی سی دنبال آنست کاملا در تضاد است.</p>
<p style="text-align:justify;"><em><span style="text-decoration:underline;">در همین رابطه بخوانید:</span></em></p>
<p style="text-align:justify;"><a href="http://myeyes.persianblog.ir/post/94">گزارش از سخنرانی خاتمی در چاتم هاس</a><br />
<a href="http://myeyes.persianblog.ir/post/95">متن کامل سخنان خاتمی در چاتم هاس</a></p>
  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hamedzaker.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hamedzaker.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hamedzaker.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hamedzaker.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hamedzaker.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hamedzaker.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hamedzaker.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hamedzaker.wordpress.com/370/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hamedzaker.wordpress.com/370/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hamedzaker.wordpress.com/370/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hamedzaker.wordpress.com&blog=4382249&post=370&subd=hamedzaker&ref=&feed=1" /></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hamedzaker.wordpress.com/2009/09/23/bbc_jang/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/8d2f74d1782ba7ca6153e7ff84ff04e1?s=96&#38;d=identicon" medium="image">
			<media:title type="html">ZIG</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://hamedzaker.files.wordpress.com/2009/09/vlcsnap-221093222.png" medium="image">
			<media:title type="html">BBC Persian</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>